چهارشنبه, ۹ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۴۴ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مناسبت های مدهبی» ثبت شده است

زینب(س) ؛ نماد شهامت و شکیبایی

 بخش خبری مناسبت های مدهبی شهادت اهل بیت ع محرم وامام حسین ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

زینب(س) ؛ نماد شهامت و شکیبایی

جایگاه شهید و شهادت و مفهوم شهادت طلبی

به مقوله شهید، شهادت و شهادت طلبی در اسلام ناب محمدی(ص) اهمیت بسیاری داده شده است. شهید و شهادت دارای جایگاه ویژه ای نزد خداوند می باشند و شهادت به عنوان مهمترین اعمال و بالاترین مراحل تکامل عملی، معرفی گردیده است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: "بالاتر از هر نیکوکاری، نیکوکاری دیگری است، تا آن گاه که مرد در راه خدا شهید شود، همین که در راه خدا شهید شد بالاتر از آن نیکوکاری نیست."1

همچنین حضرت علی(ع) در هنگام ضربت خوردن می فرمایند: "سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم." یعنی شهادت را مایه رستگاری می دانند.خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند: "کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان به ایشان روزی می دهند."2

این است که وقتی شهید، پس از شهادت کرامت و عنایت خداوند را مشاهده می کند، دوست دارد دوباره به دنیا برگردد و دوباره در راه خدا بجنگد و بار دیگر کشته شود.بنابراین، می توان گفت تنها مرحله ای از تکامل که انسان با رسیدن به آن به رستگاری و سعادت جاوید خویش یقین پیدا می کند، مرحله شهادت در راه خداست.فضایل ذکر شده درباره شهید و شهادت، موجب ایجاد روحیه شهادت طلبی در بین مسلمانان می گردد.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: "هر که صادقانه از خداوند شهادت را مسألت کند و خداوند او را به منزلتهای شهیدان برساند، هر چند در بستر خود بمیرد."3 و یا اینکه امام علی(ع) در خطبه 156 نهج البلاغه می فرمایند: "گفتم: ای رسول خدا! مگر جز این است که در روز "احد" که گروهی از مسلمانان به شهادت رسیدند و شهادت نصیب من نشد و سخت بر من گران آمد، تو به من فرمودی: "ای علی! مژده باد تو را که شهادت در پی تو خواهد آمد. پیامبر(ص) به من فرمود: همانا این بشارت تحقق می پذیرد، در آن هنگام صبر تو چگونه است؟ گفتم: ای رسول خدا! چنین موردی جای صبر و شکیبایی نیست بلکه جای مژده شنیدن و شکرگزاری است." 4

در معنای شهادت طلبی می توان گفت، شخص با اینکه می داند در جنگ کشته می شود، باز هم در جنگ شرکت کند و همین منشأ قداست شهادت است؛ زیرا شهادت 2 رکن دارد؛ اول اینکه: در راه خدا باشد؛ یعنی هدف مقدس بوده و انسان بخواهد خود را فدای هدف کند و دیگر اینکه آگاهانه صورت گرفته باشد و شهادت به حکم اینکه عملی آگاهانه است و اختیاری و در راه هدف مقدس و از هر گونه انگیزه خودگرایانه منزه و مبراست، تحسین انگیز و افتخارآمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می شود و در میان انواع مرگها، تنها این نوع از مرگ است که از حیات و زندگی، برتر و مقدس تر و عظیم تر و باافتخارتر است.

نمونه تاریخی این مطلب، یاران باوفای امام حسین(ع) می باشند، با آنکه آن حضرت در شب عاشورا خطاب به یاران خویش فرمود: "هر که می خواهد برود و هر کس می خواهد بماند، البته هر کس ماند فردا شهید می شود." عده ای رفتند و عده ای که طعم شیرین شربت شهادت را خداوند به آنها قبل از شهید شدنشان چشانده بود، ایستادند و مقاومت کرده و سپس به درجه رفیع شهادت نایل شدند.خاندان رسالت همیشه به عنوان الگوهای برتر شهادت طلبی مطرح می باشند و حضرت زینب(س) نیز به عنوان پیام آور کربلا، الگوی شهادت طلبی هر زن و مرد مسلمانی می باشد.

 

شهادت طلبی حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)

حضرت زینب(س) در خانواده وحی متولد شد. پدر بزرگوارش حضرت علی(ع) شجاع ترین مردان در صحنه نبرد و پیروز همیشه میدان بود و مادرش حضرت زهرا(س) نیز شجاعت را به کمال دارا بود. امام علی(ع) نه تنها آرزوی شهادت داشت بلکه از اینکه در جنگ احد به شهادت نرسید، ناراحت بود، که با مژده رسول خدا(ص) به او، شکرگزاری کرد و سرانجام در 21 رمضان سال چهلم هجری به آرزوی دیرینه خود نایل گشت.

حضرت زهرا(س) نیز در هنگام دفاع از موضع ولایت، در حالی که هنوز بانویی جوان بود، به شهادت رسید.آری! حضرت زینب(س) دختر علی و فاطمه(س) است و مسلماً صفات و ویژگیهای این دو معصوم را به ارث خواهد برد.او از کودکی با شهادت آشنا گشت. قطعاً این انس به شهادت، ریشه شهادت طلبی این بانوی مکرمه است و به همین دلیل در محرم سال شصت هجری، با کاروان شهادت همراه گردید، هر چند این همراهی به شهادت ایشان منجر نگردید، لکن در جایگاههای مختلف آمادگی خود را برای کشته شدن در راه خدا اظهار داشت."در مجلس ابن زیاد، عبیدا...بن زیاد، متوجه حضرت علی بن الحسین(ع) شد و گفت: این مرد کیست؟ گفتند: علی بن الحسین. گفت: مگر علی بن الحسین را خدا نکشت؟!

خط حزب‌الله ۳۵۲ | پرچمدار عزت

 بخش خبری رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی شهادت اهل بیت ع محرم وامام حسین ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

خط حزب‌الله ۳۵۲ | پرچمدار عزت

شماره‌ی سیصد و پنجاه و دوم هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «پرچمدار عزت» منتشر شد.

* در شماره این هفته خط حزب‌الله، به مناسبت ایام محرم گزیده‌ای از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار شورای مرکزی هیئت‌های عزاداری استان تهران در تاریخ ۱۳۷۳/۵/۱۲، برای نخستین‌بار منتشر شده است.

* خط حزب‌الله، در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی علیه‌السلام، نگاهی به ابعاد مهم و ثمرات نهضت عاشورا بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی داشته است.

* یادداشت هفته این شماره خط حزب‌الله، به مناسبت سالروز صدور فرمان مشروطیت، مروری بر فراز و فرودهای نهضت مشروطیت و عوامل انحراف آن داشته است.

* شماره‌ی این هفته‌ی خط حزب‌الله تقدیم می‌شود به ارواح مطهر شهدای مدافع حرم، عبدالله اسکندری، حجت‌الاسلام محمدامین کریمیان، مصطفی تاش‌موسی، رحیم کابلی و عباس آسمیه که پیکرهای آنان به تازگی تفحص و شناسایی شدند.

نماهنگ | خصوصیات حکومتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

 رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی شهادت اهل بیت ع بانک فیلم نمآهنگ

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

نماهنگ | خصوصیات حکومتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای :«در امیرالمؤمنین سه جور صفات هست: یکی آن صفات معنویِ الهی است که با هیچ میزانی برای ماها اصلاً قابل سنجش نیست؛ ایمان، آن ایمانِ متعالیِ عمیق؛ سبقت در اسلام، فداکاری در راه اسلام. اخلاص؛ یک سرِ سوزن عاملی غیر از نیّت خدایی در عمل او وجود ندارد؛ ما [این را] اصلاً میفهمیم؟ برای امثال بنده اصلاً این حالت قابل درک است؟ همه‌ی کارها برای خدا، برای رضای الهی، برای اجرای امر الهی؛ [یعنی‌] اخلاص. اینها اصلاً چیزهایی است که برای ما قابل توزین نیست؛ قابل توضیح هم درست نیست. علم و معرفت بِالله؛ معرفت بِالله. ما از خدا چه میفهمیم؟ ما وقتی میگوییم «سُبحانَ رَبِّی العَظیمِ وَ بِحَمدِه»، از این عظمت چه میفهمیم، امیرالمؤمنین چه میفهمد؟ معرفت بِالله. اینها یک سلسله از صفات امیرالمؤمنین است که اصلاً برای ما واقعاً قابل توصیف نیست، قابل فهم نیست؛ [اگر] بیایند بنشینند برای ما توضیح هم بدهند، ما درست به عمقش پی نمیبریم، از بس عظیم است، از بس عمیق است؛ این یک دسته از صفات امیرالمؤمنین است.
یک دسته دیگر، صفات برجسته‌ی انسانی او است؛ اینها همان چیزهایی است که انسان مسلمان و غیر مسلمان و مسیحی و غیر مسیحی و بی‌دین و با دین و همه را مجذوب میکند: «شجاعت»، «رحم»؛ آن انسانی که در میدان جنگ آن‌جور میجنگد، وقتی سروکارش با یک خانواده‌ی یتیم‌دار می‌افتد، آن‌جور با یتیمان همراهی میکند، خم میشود، بچّه یتیم‌ها را بازی میدهد، روی دوش خودش سوار میکند؛ اینها اصلاً همان چیزهایی است که ربطی به این ندارد که ما متدیّن باشیم و به چه دینی متدیّن باشیم تا اینها را احترام کنیم؛ هر انسانی در مقابل این عظمت وقتی قرار میگیرد احساس خضوع و تعظیم میکند. «ایثار»؛ ایثار یعنی دیگری را بر خودت ترجیح بدهی؛ یعنی گذشت؛ یعنی آنجایی که حق با شما است به‌خاطر خدا، به‌خاطر یک مصلحتی از این حق -البتّه حقّ شخصی- صرف‌نظر کنی؛ چه حقّ مالی، چه حقّ آبرویی، چه هر حقّ دیگری از حقوق خود؛ معنای ایثار این است. اینها هم یک دسته از صفات امیرالمؤمنین است که اگر انسان بخواهد بشمرد این خصوصیّات را یک کتاب میشود، یک طومار طولانی‌ای خواهد شد.
دسته‌ی سوّم از خصوصیّات امیرالمؤمنین، خصوصیّات حکومتی است که نتیجه‌ی همان مسئله‌ی امامت است؛ امامت یعنی این‌جور حکومت‌کردن. البتّه شدّت و ضعف دارد که آن حدّ اعلایش در شخصیّتی مثل امیرالمؤمنین هست. خصوصیّات حکومتی مثل چه؟ مثل «عدالت»، مثل «انصاف»، مثل «برابر قراردادن همه‌ی آحاد مردم»، حتّی آن‌کسانی که در جامعه‌ی شما زندگی میکنند، امّا در دین شما نیستند. امیرالمؤمنین وقتی شنید بسربن‌ارطاة رفت وارد شهر شد و وارد [حریم‌] خانواده‌ها شد، یک خطبه‌ی دردناکی دارد: بَلَغَنی اَنَّ الرَّجُلَ مِنهُم لِیَدخُلُ المَرأَةَ المُسلِمَةِ وَ الاُخرَی المُعاهَدَةِ فَیَنتَزِعُ حِجلَها؛ شنیدم که این نیروهای ظالم و ستمگر و گستاخ وارد خانه‌ی زنهای مسلمان و زنهای غیر مسلمان -مُعاهَد یعنی همان یهود و نصارایی که در جامعه‌ی اسلامی زندگی میکردند- میشدند و لباسهای اینها را، حِجِل اینها را، دستبندهای اینها را، پابندهای اینها را میکشیدند و میبردند و غارت میکردند؛ بعد میفرماید که اگر انسان از غصّه‌ی یک‌چنین چیزی بمیرد و جان بدهد، او را ملامت نباید کرد. ببینید شخصیّت این است، ترحّمش به مردم، دلسوزی‌اش نسبت به مردم، آن هم همه‌ی مردم؛ خب در جامعه‌ی اسلامی، یهودی و نصرانی و غیر اینها زندگی میکنند که اینها مُعاهَدند. خب از خصوصیّات حکومتی او این است: «عدل»، «انصاف»، «برابری».
«اجتناب از زخارفدنیا و زینتهای دنیا برای شخص خود»؛ از بلاهای حکومتهای دنیا یکی همین است؛ چون رئیس کشور که شدیم، منابع مالی کشور در اختیار ما است؛ وسوسه بشویم؛ [بگویم‌] اینجا زمینِ خوب هست، اینجا امکاناتِ خوب هست، اینجا پولِ خوب هست؛ از اینها یک سهمی حالا [برداریم‌]. آنهایی که خیلی شقی و بدبخت و روسیاهند، همه‌اش را برای خودشان برمیدارند، مثل رضاخان؛ آنهایی که یک خرده‌ای انصافشان بیشتر است، یک کمی‌اش را به دیگران میدهند، غالباً هم به اطرافیان خودشان؛ یک مقدار هم خودشان برمیدارند. این جزو بلایای حکومتها است؛ همین حکومتهای دموکراسی دنیا هم همه همین‌جور هستند. می‌شنوید؛ زن فلان رئیس جمهور در تعطیلی مثلاً زمستانی یا تابستانی به فلان جزیره‌ی خوش آب و هوا مسافرت کرده، این‌قدر میلیون دلار خرج کرده! از کجا؟ فلان خانواده‌ی اشرافی سلطنتی برای مسافرت وارد فلان شهر شدند، این تعداد هتل، این تعداد امکانات در اختیارشان بود، در ظرف ده روز، بیست روز که ماندند، این مقدار میلیارد -مبالغ میلیاردی- خرجشان شد! حکومت امامت با این چیزها مخالف است. استفاده‌ی شخصی از امکانات عمومی ممنوع؛ اجتناب از دنیا برای شخص خود.
«تدبیر»؛ برای جامعه‌ی اسلامی تدبیر اندیشیدن؛ دشمن را جدا کردن، دوست را جدا کردن، دشمن را به چند طبقه تقسیم کردن. امیرالمؤمنین سه جنگ داشت؛ این سه جنگ با سه دسته دشمن بود امّا با اینها مثل هم نجنگید. جنگ با معاویه و با شام یک‌جور بود، جنگ با بصره جور دیگری بود. آن‌وقتی که حضرت با طلحه و زبیر میجنگید، جور دیگری میجنگید. آنجا زبیر را میخواست، وسط میدان جنگ با او حرف میزد، نصیحت میکرد که «برادر سوابق ما یادت باشد؛ این همه ما با هم شمشیر زدیم، این همه با هم کار کردیم»؛ اثر هم کرد، البتّه زبیر کاری که باید میکرد نکرد، باید میپیوست به امیرالمؤمنین، این کار را نکرد امّا میدان جنگ را رها کرد و رفت؛ رفتار او در جنگ با طلحه و زبیر این‌جوری است. امّا رفتار او با شام این‌جوری نیست؛ به معاویه حضرت چه بگوید؟ بگوید ما و تو با همدیگر بودیم؟ کِی با هم بودند؟ در جنگ بدر مقابل هم ایستادند؛ امیرالمؤمنین جدّ او و دایی او و قوم و خویش و فک‌وفامیل او را از دم تیغ گذرانده؛ سابقه‌ای با هم ندارند. او هم از همان دشمنی‌ها دارد استفاده میکند و با امیرالمؤمنین میجنگد. امیرالمؤمنین دشمنها را تقسیم‌بندی میکرد؛ در قضیّه‌ی نهروان که [دشمنان] ده هزار نفر بودند، حضرت گفت از این ده هزار نفر هرکسی که بیاید این طرفِ این پرچمی که من نصب کرده‌ام، ما با او جنگ نداریم؛ آمدند، اکثر [آنها] آمدند این طرف. حضرت فرمود بروید، رهایشان کردند. بله، آنهایی که ماندند و لجاج کردند و تعصّب کردند، با آنها جنگید؛ بر آنها هم غلبه پیدا کرد. یعنی تدبیر در اداره‌ی کشور؛ شناختن دشمن، شناختن دوست؛ همه‌ی دشمنان یک‌جور نیستند؛ از بعضی‌ها صرف‌نظر کرد. بعضی‌ها با امیرالمؤمنین همان اوّل کار بیعت نکردند؛ مالک اشتر بالاسر حضرت ایستاده بود، شمشیر هم دستش بود، گفت یا امیرالمؤمنین! اجازه بده این آدمی که با تو بیعت نمیکند گردنش را بزنم؛ حضرت خندیدند، گفتند نه، این جوان هم که بود، آدم بد اخلاقی بود، آدم تندی بود؛ حالا هم پیر شده، تندتر شده، بگذار برود؛ ولش کردند و رفت. این تدبیر است؛ بالاترین تدبیر این است که یک کسی که در رأس قدرت است، بداند با چه کسی طرف است و با هر کسی چه‌جور باید رفتار بکند؛ از خصوصیّات حکومتی امیرالمؤمنین یکی این بود.
«سرعت عمل»؛ معطّل نمیکرد، بمجرّد اینکه تشخیص میداد که باید این اقدام را کرد، حرکت میکرد.
«تبیین»؛ حقایق را برای مردم بیان میکرد؛ شما خطبه‌های نهج‌البلاغه را نگاه کنید، بسیاری از آنها تبیین واقعیّاتی است که در جامعه‌ی آن روز وجود داشته -چه خطبه‌های حضرت، چه نامه‌های حضرت- بخشی از نهج‌البلاغه خطبه‌ها است، بخشی نامه‌ها است؛ آن نامه‌ها غالباً نامه‌ی به کسانی است که حضرت به آنها اعتراضی دارد؛ یا دشمنانند مثل معاویه و امثال اینها، یا عمّال خود آن حضرتند که حضرت به آنها ایراد دارد؛ غالباً این‌جوری است؛ بعضی‌ها هم توصیه و دستورالعمل و فرمان است، مثل عهد مالک اشتر؛ در همه‌ی اینها تبیین میکند، حقایق را بیان میکند برای مردم. یکی از رشته‌های کار امیرالمؤمنین این است.
مسئله‌ی «هدایت جامعه به تقوا»؛ در این خطبه‌های امیرالمؤمنین، کمتر خطبه‌ای است که امر به تقوا در آن نباشد: اتَّقواالله؛ چون تقوا همه‌چیز است؛ وقتی تقوا در یک جامعه‌ای بود، همه‌ی مشکلات مادّی و معنوی جامعه حل خواهد شد؛ تقوا این‌جوری است. [البتّه‌] تقوا با آن معنای صحیحی که دارد؛ تقوا فقط این نیست که انسان چشم از نامحرم بدوزد یا مثلاً فرض کنید فلان عمل حرام را انجام ندهد؛ این هست، این جزو تقوا است، امّا تقوا خیلی وسیع‌تر از اینها است. آن معنای واقعی تقوا که عبارت است از مراقب خود بودن، مراقب حرکات خود بودن، و سعی در حفظ خود در جادّه‌ی مستقیم و صراط مستقیم؛ این معنای تقوا است؛ اگر این باشد در جامعه، همه‌ی مشکلات حل میشود. امیرالمؤمنین دائماً مردم را به تقوا دعوت میکرد.
در عمل به حق بی‌باک بود، ملاحظه نمیکرد؛ در عمل به عدل بی‌باک بود، ملاحظه نمیکرد؛ رودربایستی در زندگی امیرالمؤمنین نبود. همان آدمی که به مالک اشتر میگوید بگذار این امتناع‌کننده از بیعت برود، در موارد دیگری سخت‌گیری میکند، دقّت میکند، اصرار میکند.
ببینید، این هم بخش سوّم از صفات امیرالمؤمنین که صفات حکومتی است؛ غیر از صفات شخصی، غیر از آن جنبه‌های معنوی و الهی غیرقابل فهم برای ما، غیرقابل توصیف برای زبانهای قاصر و ناقص ما. این شخصیّت امیرالمؤمنین است؛ یعنی شخصیّت جامعی که واقعاً «تو بزرگی و در آئینه‌ی کوچک ننمایی». ما نمیتوانیم با این چشمهای ضعیف و ناتوان، با این دید ناقص، با این دلهای پوشیده‌ی از اوهام، آن شخصیّت عظیم را ببینیم؛ امّا خب، یک چیزی از آن بزرگوار، یک توصیفی از آن بزرگوار میدانیم و میگوییم؛ این انسان در غدیر معیّن شد.
خب، ما حالا چه کار کنیم؟ ما که معلوم است مثل امیرالمؤمنین نمیتوانیم زندگی کنیم، نمیتوانیم عمل کنیم، نمیتوانیم باشیم؛ خود آن بزرگوار هم فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک؛ حضرت به حکّام و وُلات و استاندارهای خودش فرمود این‌جور که من دارم عمل میکنم، شماها قادر نیستید این‌جوری عمل کنید. ما بایستی این قلّه را نگاه کنیم. بارها ما عرض کرده‌ایم: این قلّه است. به شما میگویند آقا! آن قلّه هدف است، به سمت آن قلّه حرکت کنید. وظیفه‌ی ما این است، به سمت قلّه حرکت کنیم. همین صفات امیرالمؤمنین را [در نظر] بگیرید، به‌قدر وسعمان، به‌قدر توانمان در این جهت حرکت کنیم؛ در جهت عکس حرکت نکنیم. جامعه‌ی ما در جهت زهد امیرالمؤمنین حرکت کند؛ نه اینکه مثل امیرالمؤمنین زهد بوَرزد -که نه میتوانیم و نه از ما آن را میخواهند- امّا در آن جهت حرکت کنیم؛ یعنی از اسراف، زیاده‌روی، چشم‌وهم‌چشمی دور بشویم؛ این‌جوری میشویم شیعه‌ی امیرالمؤمنین.» ۱۳۹۵/۰۶/۳۰
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «خصوصیات حکومتی امیرالمؤمنین» را منتشر می‌کند.




 
نماهنگ: نماهنگ | خصوصیات حکومتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

سخن‌نگاشت | بصیرت و وفا

 بخش خبری رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی میلاداهل بیت ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

سخن‌نگاشت | بصیرت و وفا

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در کلمات ائمه، روی دو جمله راجع به حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام تأکید شده است: یکی بصیرت، یکی وفا.» ۷۹/۰۱/۲۶
هم‌زمان با چهارم شعبان، سالروز ولادت باسعادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بر اساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، سخن‌نگاشت «بصیرت و وفا» را منتشر می‌کند.

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ی اوست

 بخش خبری رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی میلاداهل بیت ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

این حسین(ع) کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست...

این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ی اوست
۹۳/۲/۲۹

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در سومین روز از ماه مبارک شعبان و به‌مناسبت سالروز ولادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، لوحی را مشتمل بر شعری در مدح حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام با دستخط رهبر انقلاب اسلامی نگاشته شده است، منتشر میکند.

 

امام موسی کاظم (ع)؛ الگویی برای مبارزه با تفرقه در جامعه اسلامی

 مناسبت های مدهبی میلاداهل بیت ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

امام موسی کاظم (ع)؛ الگویی برای مبارزه با تفرقه در جامعه اسلامی

گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس _ علی عبدالصمدی؛ امام موسی کاظم علیه‌السلام هفتمین اختر تابناک سپهر امامت و ولایت هستند. ایشان در سال ۱۲۸ هجری قمری در منطقه‌ی ابوا حد فاصل میان مکه و مدینه دیده به جهان گشودند.

پدر بزرگوارشان امام جعفر صادق علیه‌السلام در دوران حیات پربارشان قبله علم و ایمان و تقوا در جهان اسلام بودند.

دوران امامت آن حضرت مصادف بود با دوران خلافت چهار خلیفه‌ی عباسی منصور، مهدی، هادی و هارون‌الرشید. روزگار اوج گرفتن خلافت عباسیان و خفقان هر چه بیشتر شیعیان و مسلمین راستین.

در این میانه نقش امامان شیعه به ویژه امام موسی کاظم باب‌الحوائج بسیار حائز اهمیت و مهم بود. ایشان با صبر و شکیبایی مثال زدنی، علیرغم چندین بار دستگیری و حبس در دوران خلفای هم عصر خودشان توانستند علم و ایمان و دانش نبوی و علوی و شیعه را برای نسل‌های بعدی شیعیان و مسلمانان به یادگار بگذارند.

یکی از افتخارات کشور ما میزبانی از فرزندان و نوادگان منصوب به آن حضرت است. حضرت احمد بن موسی شاه چراغ علیه‌السلام، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، حضرت صالح ابن موسی علیه‌السلام، حضرت حمزه ابن موسی علیه السلام و در راس همه حضرت امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام، امام هشتم شیعیان جهان از فرزندان آن حضرت هستند که سرزمین ما افتخار میزبانی از آن‌ها را دارد. بنا بر ادعای دائرة المعارف اسلام هفتاد درصد از نسل سادات در کشور ما از نسل امام موسی کاظم باب الحوائج هستند که خود افتخاری دیگر برای کشور ماست.

مبارزه با انحطاط فرهنگ و معارف اسلام و شیعه از خصائص مهم زندگی و حیات طیبه و طاهره امام موسی کاظم علیه السلام است. در دوران پرافت و خیزی که آن امام بزرگوار زندگی می‌کردند، بسیاری از جنبش‌های فکری ساختگی که اغلب از سوی دستگاه حاکمیت اجیر شده بودند سعی بر آن داشتند تا با ایجاد تفرقه بین شیعیان به ویژه علما و بزرگان تشیع، باعث نفاق و تفرقه شوند.

درایت و بینش و آگاهی آن حضرت و پیروانشان جلوی انحطاط فرهنگ مستغنی شیعه و اسلام را گرفتند و درخت تنومند شیعه و اسلام ناب محمدی و شجره‌ی طیبه‌ی مکتب رسول الله تنومندتر از قبل به زیست خود ادامه داد.

امام کاظم علیه السلام به دلیل حلم و بردباری در برابر تجاوزکاران و فرونشاندن غیظ و خشم خویش به «کاظم» ملقب بود و به خاطر لیاقت و شایستگی اش به «عبدصالح» معروف بود.

خریدن غلام و آزاد ساختن غلام یکى از برنامه هاى عبادتى امام علیه السلام بوده است به حدى که در مدت عمر خود بیش از هزار نفر را خریدارى و در راه خدا و جلب رضایت و خشنودى او آزاد ساخته است.

همچنین یکى از مشخص‌ترین صفات بارز پیشواى هفتم ما سخاوت و کرم اوست که در راه خدا مبذول مى‌داشت. بر این اساس است که سیره نویسان بی طرف اتفاق نظر دارند که ایشان یکى از چهره هاى معروف سخاوت و کرم عصر خود بود و امکانات مالى خود را که محصول دسترنج خود او بود و از راه کشاورزى و زراعت عائدش می‌شد، در اختیار نیازمندان و بیچارگان واقعى اجتماع قرار می‌داد.

بخشش‌ها و کرامت‌هاى آن بزرگوار در اعماق دل‌هاى مردم ریشه دوانده بود که در مدینه به صورت ضرب‌المثلى شیوع داشت و مردم گاهى در گفت‌وگوهاى خود به همدیگر می‌گفتند: «تعجب از کسى است که کیسه بذل و بخشش موسى بن جعفر به او رسیده باشد ولى باز هم اظهار فقر و تنگدستى کند».

امام موسی بن جعفر علیه‎‌السلام بسیار به سراغ فقرا می‌رفت. شب‌ها در ظرفی پول و آرد و خرما می‌ریخت و وسایلی به فقرای مدینه می‌رساند، در حالی که آن‌ها نمی‌دانستند از ناحیه چه کسی است. سیره‌ی زندگی آن حضرت یقینا می‌تواند الگویی جامع برای تمام شیعیان و مسلمانان دنیا باشد.

انسان ۲۵۰ ساله | امام جواد علیه‌السلام؛ دشمن نفاق

 رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

انسان ۲۵۰ ساله | امام جواد علیه‌السلام؛ دشمن نفاق

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «درس بزرگ امام جواد به ما این است که در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار، باید همت کنیم که هوشیاری ‌مردم را برای مقابله‌ی با این قدرتها برانگیزیم. امام جواد صلواةالله‌علیه همت بر این کار گماشتند که ماسک تزویر و ریا را از چهره‌ی مأمون کنار بزنند و موفق شدند.» ۱۳۵۹/۷/۱۸

 

آخرین شب عزاداری فاطمیه ۱۴۴۲ در حسینیه امام خمینی

 بخش خبری رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی شهادت اهل بیت ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

آخرین شب عزاداری فاطمیه ۱۴۴۲ در حسینیه امام خمینی

آخرین شب مراسم عزاداری حضرت فاطمه‌‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها با حضور رهبر انقلاب اسلامی در حسینیه‌ی امام خمینی(ره) برگزار شد.

در این مراسم، حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی در سخنانی، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را اسوه‌ی دفاع از حق خواند و گفت: خطبه‌ی تاریخی حضرت صدیقه‌‌ی کبری در مسجد پیامبر(ص)، گفتگوی چهره به چهره با افراد برای مجاب کردن آنها به دفاع از حق، و مراجعت به در خانه مهاجرین و انصار برای یادآوری حق ولایت و اتمام حجت بر آنان، از جمله گام‌های ماندگار و بی‌بدیل آن حضرت در دفاع از ولایت است.

همچنین در این مراسم حجت‌الاسلام اکبرپور به ذکر مصیبت و روضه‌خوانی پرداخت.

 

مقام حضرت زهرا (س) در کلام رهبری؛ شهدای ما در صراط حضرت زهرا (ع) جان خود را فدا کردند

 بخش خبری رهبری انقلاب مناسبت های مدهبی شهادت اهل بیت ع

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

مقام حضرت زهرا (س) در کلام رهبری؛ شهدای ما در صراط حضرت زهرا (ع) جان خود را فدا کردند

گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس ـ رسول حسنی؛ شناخت حضرت زهرا (س) و درک سیره آن حضرت تنها از عهده ائمه معصومین (ع) برمی‌آید، با این حال نمی‌توان نسبت این شخصیت برجسته مهم تاریخ بی‌تفاوت بود و قدمی برای شناخت ایشان برنداشت. بهترین راه ممکن برای شناخت حدودی حضرت زهرا (ع) غور در بیانات عالمان بزرگ اسلام مانند امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی است.

متن پیش رو که قسمت سوم آن را در ادامه می‌خوانید حاوی بیانات امام خامنه‌ای است که مناسبت‌های گوناگون ایراد شده است و دارای مضامین مهمی است که باید آنها را مورد تحلیل قرار داد.

در صراط نور

«شما بدانید زنان مسلمان در بسیاری از نقاط دنیا امروز به شما نگاه می‌کنند و از شما یاد می‌گیرند. این‌که می‌بینید در بعضی از کشورهای غربی، در بعضی‌ از کشورهای مسلمان اما با حکومت‌های غیر اسلامی، این‌طور حجاب اسلامی مورد تهاجم دشمنان دین قرار می‌گیرد، این نشان دهنده‌ گرایش زنان به حجاب‌ است. در کشورهای همسایه‌ ما، آن‌جاهایی که به حجاب اهتمام نمی‌شد؛ در کشورهای اسلامی که بنده خودم از نزدیک بعضی جاها را دیدم که هرگز اسمی از حجاب در آن‌جا آورده نمی‌شد؛ در مدت بیست ساله‌ بعد از انقلاب، زنان؛ بخصوص زنان روشنفکر و بخصوص دختران دانشجو، به حجاب گرایش پیدا کردند؛ علاقه پیدا کردند؛ رو آوردند و حجاب را حفظ کردند؛ که نمونه‌هایش علاوه‌ بر اینها در کشورهای غربی هم مشاهده شده است.

بدانید امروز در هیچ جای دنیا زنانی که مثل این مادران شهدای ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه‌ ما، مادرانی‌ با این خصوصیات که از پدرها بهتر و قوی‌تر و آگاهانه‌تر ایستادند، در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامی است؛ این همان دامان پاک و مطهر و نورانی‌ فاطمه‌ زهرا (س) است.» (در دیدار جمعی از بانوان 30شهریور 1379)

«وقتی پسران نبی‌اکرم در مکه یکی پس از دیگری از دنیا رفتند، دشمنان شماتت‌گر اسلام و پیامبر که ارزش‌هایشان منحصر در مال و ثروت و فرزند و جاه و جلال دنیایی بود پیامبر را شماتت کردند و گفتند تو ابتر هستی و با مرگ تو، همه چیز از آثار و نشانه‌های وجود تو تمام خواهد شد! خداوند متعال سوره (کوثر) را بر پیامبر نازل کرد، تا هم قلب پیامبر را تسلی دهد، هم حقیقتی را برای آن بزرگوار و برای مسلمانان روشن کند؛ لذا فرمود: «انّا اعطیناک الکوثر»؛ ما به تو کوثر بخشیدیم؛ آن حقیقت عظیم و کثیر و فزاینده.

مصداق کوثر برای نبی‌ اکرم، چیزهای گوناگون است. یکی از برجسته‌ترین مصادیق کوثر، وجود مقدس فاطمه‌ زهراست که خداوند متعال در این وجود مبارک، دنباله‌ معنوی و مادی پیامبر را قرار داد. برخلاف تصور دشمنان ملامت‌گر، این دختر بابرکت و این وجود ذی‌جود، آن‌چنان مایه‌ بقای نام و یاد و مکتب و معارف پیامبر شد که از هیچ فرزند برجسته و باعظمتی، چنین چیزی مشاهده نشده است.» (بیانات در خطبه‌های نماز جمعه 9 مهر 1378)

«شهیدان ما نیز مانند بانوی بزرگوار اسلام در راه حق درخشانی به شهادت رسیدند، که برای کتمان و اخفای آن، از همه‌ ابزارها و وسائل زمان، استفاده می‌شد. سنت لایتغیر الهی نگذاشت که زهرای مرضیه در پشت حجاب غلیظ اوهام پنهان بماند، و آن ستاره‌ درخشان خونین، در گذشت زمان به خورشیدی تابان بدل شد و امروز نام او و یاد مظلومیت او از همه‌ حصارهای کتمان، عبور کرده است، و به اعماق دل‌ها و جان‌ها رسیده است. و این درخشندگی و فزایندگی ادامه خواهد داشت.»

(پیام به مناسبت روز بزرگداشت شهدای دفاع مقدس 2 مهر 1377)