چهارشنبه, ۴ خرداد ۱۴۰۱، ۰۹:۱۸ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

۵۹ مطلب با موضوع «زندگی به سبک شهدا» ثبت شده است

«بازی‌دراز» روایت‌گر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

«بازی‌دراز» روایت‌گر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از همدان، ترم چهار دوران دانشجویی برای اولین‌بار قسمت شد که در اردوی راهیان نور شرکت کنم. آشنایی چندانی با شهدا نداشتم، وقتی که فراخوان اردوی راهیان نور را دیدم، فکر کردم که یک سفر تفریحی خواهم داشت و سریع ثبت‌نام کردم؛ ولی وقتی وارد مناطق جنگی شدم، وقتی راویان دفاع مقدس از ایثار و شهادت شهدا می‌گفتند، وقتی خادمان اردو بااخلاق نیکو و شهداگونه برخورد می‌کردند، اتفاقی دیگر افتاد، بعد از آن در دوران دانشجویی اکثراً مسئول کاروان بودم و تمام سعی‌ام را می‌کردم تا دوستان بیشتری را با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا کنم.

دوران دانشجویی تمام شد و من از قضای روزگار وارد کار خبرنگاری شدم. هر سال دوست داشتم در اردوهای راهیان نور شرکت کنم؛ ولی قسمت نمی‌شد، تا اینکه اوایل هفته گذشته بسیج رسانه همدان برایم پیام ثبت‌نام اردوی راهیان نور غرب کشور را فرستاد، سریع وارد لینک ثبت‌نام شدم و اسمم را ثبت کردم، باورم نمی‌شد که می‌توانم بار دیگر به این سفر پر خیروبرکت بروم.

آقای «قوامی» مسئول بسیج رسانه همدان که او هم سابقه کاری طولانی در بسیج دانشجویی داشت، امسال برای اولین‌بار برای اصحاب رسانه چنین اردویی را برگزار کرده بود.

برخی دوستان پیام می‌فرستادند که هوا غبارآلود است، نرو! ولی انگار اراده و انگیزه‌ای من را به سمت این سفر سوق می‌داد و عزم رفتن کرده بودم و دیگر به حرف کسی گوش نمی‌دادم.

روز حرکت فرارسید، همه رأس ساعت ۶:۴۵ کنار اتوبوس بودند، از زیر قرآنی که فرزند شهید «منطقی» به دست گرفته بود، عبور کردیم و راهی سرزمین عشق شدیم.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

اندکی از سفر گذشته بود و از منطقه عملیاتی «مرصاد» که مزین به تصویری از شهید حاج «میرزامحمد سلگی» فاتح عملیات مرصاد بود، عبور کرده بودیم که آقای «امیر فرجام» از راویان دفاع مقدس وارد اتوبوس ما شد، با دیدارش یاد خاطرات کاروان‌های راهیان نور دانشجویی افتادم. مثل قبل از ته دل و با اخلاص شروع به روایت‌گری کرد؛ از اینکه افتخار می‌کند که پاسدار است گفت، از این‌که با خود عهد بسته که تا وقتی جان در بدن دارد، تمام وقایع دفاع مقدس را بدون هیچ تحریفی روایت‌گری کند، گفت، از ایثارگری‌های رزمندگان سپاه انصارالحسین (ع) در عملیات مرصاد گفت، در طی مسیر محل شهادت برخی شهدای عملیات مرصاد را نشان‌مان داد، کم‌کم داشتیم به «سرپل‌ذهاب» و اردوگاه «ابوذر» نزدیک می‌شدیم، به‌محض این‌که از اتوبوس پیاده شدیم، حاج‌آقا فرجام به سمت ساختمانی کوچک رفت و گفت این‌جا زورخانه‌ای بود و شهدا زمانی که در این اردوگاه مستقر بودند، در این‌جا ورزش می‌کردند؛ با لحنی جذاب از خاطرات آن روزها گفت، گویا خاطرات شیرینی از ورزش با رزمندگان دفاع مقدس از این زورخانه در ذهنش بود.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

به بخشی دیگر از اردوگاه رفتیم، حس غریبی بود، ساختمان‌هایی که اثراتی از گلوله بر رویشان بود به چشم می‌خورد. در مکانی مستقر شدیم و حاج‌آقا فرجام شروع به روایتگری کرد و گفت غیرممکن بود که شهیدی بخواهد به منطقه اعزام شود و به این اردوگاه نیامده باشد، از صعب‌العبوری مناطق غربی کشور و آماده‌سازی جسمی رزمندگان در این اردوگاه گفت، از ۱۶ عملیات بزرگی که در این منطقه برنامه‌ریزی شد گفت، از مظلومیت شهدا گفت و این اردوگاه را سکوی پرواز رزمندگان غرب خواند، با سوزی دردناک روایت‌گری می‌کرد، از این‌که هنوز هم انگار صدای رزمنده‌ها در منطقه  پیچیده است، حضور شهدا به‌طور کامل احساس می‌شد، گویا تک‌تک به استقبال‌مان آمده بودند و به ما خوش‌آمد می‌گفتند.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

اشک در چشم همگان جاری شده بود تا اینکه مداح با توسل به امام حسین (ع) فضا را معنوی‌تر کرد، بعد از پایان روایت‌گری سوار اتوبوس و راهی ارتفاعات «قراویز» شدیم، تا حالا قسمت حضور در آن منطقه را نداشتم، راهی کوهی داشت، اندکی که از تپه‌ها بالا رفتیم، مجدد حاج‌آقا فرجام ما و زوار دیگر که از بچه‌های بسیج دانشجویی بودند را دور خود جمع و شروع به روایت‌گری و معرفی این منطقه کرد. از مقاومت رزمنده‌ها در این منطقه، از شهید مجید بیات‌ها، نورعلی مؤمنی‌ها، علی زارعی‌ها که در این منطقه شهید شدند گفت، خیانت یک نفر باعث شهید شدن بسیاری از رزمندگان شده بود، گویا اینجا کربلای ایران شده و عاشورایی دیگر در این مکان اتفاق افتاده بود. ما نسل امروز باید خاکریزهایی که شهدا حفظ کردند را حفظ کنیم و شهدا الگو بگیریم، یک سری از آدم‌های شجاع  همچون شهدای مدافع حرم «مجتبی کرمی» و «سید میلاد مصطفوی» به این مکان‌ها آمدند و الگو گرفتند و در نهایت به مقام شهادت نائل آمدند.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

مکان دیگر یادمان «شهید بهشتی» بود؛ حاج‌آقا فرجام از عملیاتی که در این منطقه اتفاق افتاد و منجر به آزادسازی راه مواصلاتی سرپل‌ذهاب به قصرشیرین و آزادسازی چندین تپه شد، گفت. عکسی یادگاری با هم‌سفران گرفتیم و در نهایت راهی قصرشیرین برای اسکان شدیم.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

صبح روز بعد راهی «بازی‌دراز» شدیم، از پیر و جوان و کودک همه آمده بودند، همه با یاد شهدای بازی‌دراز عزم صعود به منطقه را کرده بودند، و همه سختی راه را به عشق شهدا خریده بودند، پیرمرد و پیرزنی نظرم را جلب کرد که عصا به دست در حال صعود بودند، کمی بالاتر جانبازی بود که پایش را از دست داده بود و به یاد همرزمان شهیدش به این منطقه آمده بود، می‌گفت که هیچ‌وقت از سهمیه جانبازی‌اش استفاده نکرده و افتخار می‌کند که در این راه پایش را از دست داده است، ایستگاه‌های صلواتی در کل مسیر به چشم می‌خورد، برخی هم در حال جمع‌کردن زباله‌ و پاک‌سازی منطقه بودند.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

صدای بلندگویی که هر لحظه اسم یک استان را می‌آورد و به آنان خوش‌آمد می‌گفت، خستگی را از تن زوار درمی‌آورد، سخت است که تصور کنی یک روز در این منطقه رزمندگان به‌سختی از تپه‌های ناهموار این منطقه عبور می‌کردند تا بتوانند تجهیزات را به همرزمانش برسانند، سخت است این‌که تصور کنی در آن بالا بعد از کلی خستگی ببینی که تعدادی از همرزمانت شهید شده‌اند؛ ولی همچنان با روحیه‌ای قوی و توکل بر خدا در برابر دشمنان بایستی، فقط به برکت وجود ایمان قوی می‌توان به این درجه رسید. بازی‌دراز بیانگر ایثار و فداکاری‌های رزمندگان دفاع مقدس است.

بازی دراز روایتگر نور و شهادت/ مقاومت جبهه غرب در دوران طلایی دفاع مقدس

قرار ما رأس ساعت ۱۱:۳۰ کنار اتوبوس‌ها بود، تک‌تک همسفران خود را به کنار اتوبوس می‌رساندند، لحظه خداحافظی از شهدای منطقه بازی‌دراز فرارسیده بود، ایثار و مجاهدت شهدای این منطقه هیچ‌وقت از ذهنم فراموش نخواهد شد، شهدایی که از تمام هستی خود برای حفظ یک وجب خاک گذشتند.

شهدایی که سیدالشهداء (ع) را الگوی خود قرار دادند و جاودانه شدند. شهدایی که به امام زمان (عج) خود لبیک گفتند و از این امتحان الهی سربلند بیرون آمدند، من و نسل آینده باید این شهدا را الگوی خود قرار دهیم و با جان و دل مطیع امر ولایت‌فقیه باشیم و از خاک کشورمان دفاع کنیم؛ چراکه اگر در مملکتی فرهنگ ایثار و شهادت ترویج پیدا کند، دشمن جرأت نمی‌کند به آن گزندی وارد کند.

فرزند شهید فخری‌زاده: پدرم نه فقط برای مردم که برای ما هم ناشناخته بود

 بخش خبری زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

فرزند شهید فخری‌زاده: پدرم نه فقط برای مردم که برای ما هم ناشناخته بود

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، فرزند شهید فخری‌زاده در گفت‌وگو با رادیو مقاومت اظهار داشت: پدرم به همان اندازه که در موضوعات کاری برای مردم گمنام بود، برای خانوده‌اش هم گمنام بود و اعضای خانواده در جریان ریز امور نبودند، اما به واسطه جو امنیتی که در ۲۰ سال اخیر برای شخص ایشان و کل خانواده حاکم بود، می‌دانستیم اتفاقات مهمی در حال انجام است، زیرا تا قبل هفتم آذرماه ۹۹ طی ۴ نوبت مورد حمله تروریستی نافرجام قرار گرفتند.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر مشخص شدن حجم و اهمیت فعالیت‌های این شهید برای خانواده بعد از واقعه شهادت، اظهار کرد: ویژگی‌های شخصیتی و رفتار ایشان برای ما آشکار بود، اما در حوزه‌های کاری بسیاری از موضوعات بعد از شهادت ایشان روشن شد؛ به گونه‌ای که سرلشکر باقری در مراسم چهلم شهید اشاره کردند: «بیش از ۹۰ درصد فعالیت‌های شهید به دلیل مسائل امنیتی و محرمانه بودن، غیر قابل بازگو کردن است». اما می‌دانیم که همان ۱۰ درصد از فعالیت‌های علنی شده ایشان هم کار‌های بسیار بزرگی از جمله پدافند زیستی و هسته‌ای کشور بوده است.

وی ادامه داد: یکی از قدیمی‌ترین دوستان و همکاران شهید می‌گوید: «این شهید در طول ۳۰سال خدمت تخصصی، کاری را انجام نداد؛ مگر آنکه برای اولین بار در کشور یا دنیا انجام می‌شد».

این فرزند شهید با اشاره به اینکه موضوع ساخت واکسن کرونا و کیت تشخیص توسط شهید فخری‌زاده به ماه‌های آذر و دی سال ۱۳۹۸ برمی‌گردد، گفت: در زمانی که هنوز کشوری به این موضوع ورود نکرده و ویروس کرونا در چین شایع شده بود، شهید فخری‌زاده به همراه تیم‌های تحقیقاتی اقدام به انجام تحقیقات کردند.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه خودش اولین داوطلب دوز واکسن کرونا در مراحل ابتدایی تحقیقات شهید فخری‌زاده بوده و این واکسن در حال حاضر در چه مرحله‌ای است، گفت: طبق آخرین اطلاعات دریافتی و رسانه‌ای، از سه ماه قبل که این واکسن وارد مرحله سوم کارآزمایی بالینی شده است، مجوز تولید عمومی آن آغاز شده و هم اکنون در بسیاری از شهرستان‌ها مورد استفاده است.

این فرزند شهید در مورد نحوه شهادت شهید فخری‌زاده گفت: تروریست‌ها قبل از حرکت شهید فخری‌زاده، سامانه تشخیص هویتی در مسیر نصب کرده بودند و در زمان رسیدن شهید به محل ابتدا از خودروی نیسان مهاجمان، سه تیر هوشمند و بی‌صدا به سمت خودروی ایشان شلیک شده که به بخش‌های حساس خودرو اصابت می‌کند و، چون ترور با هوش مصنوعی برنامه ریزی شده بود، باید اول خودرو را متوقف می‌کردند و در مرحله بعد سه تیر به شیشه سمت راننده شلیک می‌شود و به دلیل ضد گلوله نبودن خودرو، ایشان سریعا از خودرو پیاده شده‌اند، اما در نهایت با اصابت ۵ گلوله به کمر و قلب، به شهادت می‌رسند.

وی در پاسخ به آخرین سوال درباره وظیفه جوانان کشور در ادامه راه این شهید بیان کرد: شهید فخری‌زاده یک سلاح بیشتر نداشت و آن هم قلمش بود و همچنان‌که شهید فخری‌زاده اعتقاد داشت، اگر جوانان ایرانی در مسیر تولید علم قرار بگیرند، دنیا جیره خوار تولیدات علمی ایرانیان خواهد شد. اینجانب از جامعه علمی کشور به ویژه جوانان و نوجوانان تقاضا دارم نگذارند قلم این شهید بر زمین بماند.

دخترارمنی تازه مسلمان‌شده؛آغاز دل‌ سپردگی به شهدا با «سلام بر ابراهیم»

 سبک زندگی زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

دختر ارمنی تازه مسلمان‌شده؛رازی دراسلام که در ترویج دین ازآن غافلیم/ آغازدل‌سپردگی به شهدابا «سلام بر ابراهیم»

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، «نازلی مارگاریان» دختر ارمنستانی است که در دوران دانشجویی در ایران زندگی کرده و از دوستان عضو انجمن شهید ادواردو آنیلی نیز هست. نازلی ارادت زیادی به شهدا دارد و شهیدان را در مسلمان شدنش موثر می‌داند. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

دفاع‌پرس: خودتان را معرفی کنید و اینکه چه عاملی باعث شد مسلمان شوید؟

«نازلی مارگاریان» هستم متولد ۱۳۷۲ شمسی، در یک خانواده مسیحی در کشور ارمنستان. نزدیک ۱۲ _ ۱۳ سالگی مسیر زندگی من تغییر کرد و تصمیم گرفتم که مسلمان شوم. از همان سن ۱۲ سالگی ما یک همسایه ایرانی داشتیم که او باعث شد تا من با کشور ایران آشنا شوم و هر چه که بیشتر آشنا می‌شدم بیشتر از فرهنگ ایرانی و فرهنگ شیعه خوشم آمد و باعث شد که خودم تصمیم بگیرم که به دین اسلام ایمان بیاورم. با اینکه این تصمیم را هیچگاه به زبان نیاوردم و در ارمنستان تقیه می‌کردم.

دفاع‌پرس: واکنش خانواده درباره مسلمان شدنتان چه بود. آیا شما را همراهی کردند؟

خانواده‌ام هنوز اطلاعی از مسلمان شدنم ندارند و در صورت فهمیدن با من مخالفت می‌کنند؛ اما تصمیم دارم این موضوع را در اسرع وقت ابتدا با مادرم درمیان بگذارم، از سویی ارمنستان هم کشوری کوچک است و مردم آن نژاد خود را به سختی حفظ کرده‌اند. هر چقدر هم برخی بگویند هر کس هر کجا بخواهد می‌تواند به اهل بیت (ع) و شهدا نزدیک شود، من مخالفم. چون شرایطی که در آن قرار می‌گیریم، تأثیرگذار است.

معجزه اسلام بعد از ۱۴۰۰ سال/ زندگی بدون امام حسین (ع) برای من یک چیزی کم دارد

دفاع‌پرس: نگاه شما به دین اسلام در مقایسه با سایر ادیان چگونه است؟ کدامیک از ویژگی‌های این دین شما را مجذوب خود کرد؟

«اخلاق» عامل جذب انسان‌ها به سمت یک نفر است، دین اسلام روی اخلاق انسان‌ها، برخورد و طرز صحبت کردنشان خیلی تأثیرگذار است و این‌ها آدم را جذب می‌کند. زمانی که شما یک انسان بداخلاق ببینی هیچ‌گاه سمت او نمی‌روی، اما اگر یک انسان خوش‌اخلاق ببینی، ناخودآگاه سمت او می‌روی تا بفهمی چه چیزی باعث می‌شود که آن فرد اینگونه باشد. دوست داری بدانی که چه چیزی است و اینجا دین اسلام است که باعث می‌شود تا اخلاق و رفتار ما درست شود.

از فرقه‌های دیگر ادیان اطلاعات زیادی ندارم و میان اهل سنت و شیعه بودن مردد بودم که پس از صحبت با کسانی که هم از شیعه بودند و هم سنی، به نتیجه رسیدم که زندگی بدون امام حسین (ع) یک چیزی کم دارد؛ بنابراین تصمیم گرفتم که شیعه باشم. شیعه‌ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی قبول دارند، چون ایشان برای من نائب امام زمان (عج) هستند.

دفاع‌پرس: با شنیدن نام امام حسین (ع) چه حسی در قلب شما شکوفا می‌شود؟

احساسی که با شنیدن نام امام حسین (ع) به من دست می‌دهد، احساسی است که به زبان آوردنش برای من بسیار سخت است. احساس محبت، دوست داشتن بیش از حد... و همیشه خدا را شکر می‌کنم که خداوند امام حسین (ع) را به ما داده است. ما در ارمنستان مسجدی داریم که دست سفارت ایران است و هر سال در این مکان مراسم عزاداری و نوحه خوانی برگزار می‌شود و برای من بسیار زیباست.

دفاع‌پرس: چطور با زبان فارسی آشنا شدید؟

زبان فارسی به گوش من آشنا بود، البته در دانشگاه چون رشته علوم سیاسی می‌خواندم، زبان فارسی را به عنوان زبان دوم انتخاب کردم. تلاش زیادی برای یادگیری زبان فارسی کردم به حدی که دفتر درسی من در خیابان هم دستم بود و کلمات را مدام حفظ و تکرار می‌کردم. اگرچه زبانم هنوز کامل نیست، اما در حد صحبت کردن زبان فارسی را راحت یاد گرفتم.

دفاع‌پرس: در مورد نحوه آشناییتان با شهدا بفرمائید؟

اولین‌بار زمانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، از طرف بنیاد سعدی به دانشگاه بین‌المللی قزوین دعوت شدیم و از آنجا ما را به موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بردند. فضای آنجا دلنشین بود و سپس در کلاس فیلم «خداحافظ رفیق» را پخش کردند و من با دیدن این فیلم به قدری تحت تأثیر قرار گرفتم و گریه کردم که در آخر استادم یک هدیه به من داد. زمانی که به کشورم برگشتم فیلم را پیدا و کامل آن را تماشا کردم. پس از آمدن به ایران از آنجا که هم دنبال کتابی بودم که زبان خود را تقویت کنم و هم در مورد فرهنگ شهدا بیشتر مطالعه داشته باشم، دوستانم به من کتاب «سلام بر ابراهیم» را پیشنهاد کردند.

معجزه اسلام بعد از ۱۴۰۰ سال/ زندگی بدون امام حسین (ع) برای من یک چیزی کم دارد

جایی که کتاب را از آنجا خریدم، کتابفروشی بزرگی بود و بخش بزرگی را به کتاب‌های دفاع مقدس اختصاص داده بود و حدود یک ساعت دنبال کتاب مناسب می‌گشتم و کتاب «سلام بر ابراهیم» را دیدم، اما فکر کردم شاید خواندن آن برایم سخت باشد، اما تصمیم خود را گرفتم و خواندن کتاب را شروع کردم. با آنکه سرعت مطالعه من پایین بود اما دوست نداشتم که کتاب تمام شود و مصمم بودم که جلد دوم کتاب را هم هر چه زودتر بخوانم.

دفاع‌پرس: با خواندن کتاب سلام بر ابراهیم، کدام ویژگی شهید شما را جذب کرد؟

هرچه بیشتر با شخصیت شهید «ابراهیم هادی» آشنا می‌شدم، بیشتر به شخصیت او علاقه‌مند می‌شدم. روحیه پهلوانی و دست‌گیر بودنش بسیار مرا جذب کرد. او واقعا مومن بود و برخلاف دیگران نمی‌خواست نشان دهد در صورتی که برخی در ظاهر خود را دین‌دار نشان می‌دهند، ولی در باطن اینگونه نیستند. چهار سال از مطالعه این کتاب می‌گذرد و خودم از آن موقع خیلی تغییر کردم و نسبت به چهار سال گذشته فرد دیگری شده بودم. تا آن موقع من فقط شهید «محسن حججی» را می‌شناختم و وقتی که داستان زندگی او را شنیدم، برایم بسیار ناراحت‌کننده بود، اما به وسیله شهید ابراهیم هادی من با بسیاری از شهدا آشنا شدم و دوست داشتم سر مزار او بروم و نخستین بار در روز تولدم به زیارت شهید رفتم و از آن موقع هرگاه ایران باشم، هر پنجشنبه به گلزار شهدا می‌روم.

معجزه اسلام بعد از ۱۴۰۰ سال/ زندگی بدون امام حسین (ع) برای من یک چیزی کم دارد

دفاع‌پرس: شنیده‌ایم که قرار است زندگینامه خود را به رشته تحریر درآورید در این مورد توضیح دهید؟

من در حال نوشتن زندگینامه خود هستم و یکی از دوستانم قول داده که اگر آن را تمام کنم، به مرحله چاپ برساند. موقعی که کتاب «خاطرات سفیر» را خواندم، از آنجا که زندگی من خیلی به آن کتاب شباهت داشت و حتی سختی‌هایی که من متحمل شدم، بیشتر از سختی‌هایی بود که در آن کتاب آمده بود، به همین خاطر تصمیم گرفتم که کتاب زندگینامه خود را بنویسم، اما دلم می‌خواهد پایان آن قشنگ باشد و طوری شود که من می‌خواهم و در نهایت مقیم ایران بشوم و به هدفی که دوست دارم رسیده باشم.

به گزارش دفاع‌پرس، کتاب «خاطرات سفیر» به روایت نیلوفر شادمهری با نگارشی صمیمی و ساده به چالش‌های یک بانوی مسلمان به عنوان دانشجوی ممتاز ایرانی در فرانسه می‌پردازد و خواننده را به دوره زندگی او در پاریس می‌برد و با رویدادها، تجربه‌ها و خاطراتش شریک می‌کند.

با حضور جانشین فرمانده کل سپاه انجام شد؛ رونمایی از کتاب «دامادی خوبان» با موضوع سبک زندگی شهدا

 بخش خبری زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

با حضور جانشین فرمانده کل سپاه انجام شد؛ رونمایی از کتاب «دامادی خوبان» با موضوع سبک زندگی شهدا

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، کتاب «دامادی خوبان» با موضوع سبک زندگی شهدا و به نویسندگی مریم عرفانیان دیروز (چهارشنبه) رونمایی شد.

در این مراسم مریم مجتهدزاده رئیس سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع‌مقدس، سردار علی فدوی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار علی‌محمد نائینی رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس حضور داشتند.

سیری بر زندگی شهید «جعفر ترابی بیرامی»؛ حکایت غسل آخر در «هویزه»!

 زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

سیری بر زندگی شهید «جعفر ترابی بیرامی»؛ حکایت غسل آخر در «هویزه»!

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از تبریز، با آغاز جنگ تحمیلی، اقشار مختلف جامعه برای حضور در جبهه‌ها اعلام آمادگی کردند، کسانی هم در این بین بودند که در قالب نیروی جهاد سازندگی برای پشتیبانی از رزمنده‌ها راهی مناطق جنگی شده و با پل‌سازی، سنگرسازی و ... دِین خود به ایران اسلامی را ادا کردند.

شهید «جعفر ترابی بیرامی» با اینکه به صورت حرفه‌ای رشته فوتبال را پیگیری می‌کرد، اما با آغاز جنگ، از علایق خود چشم پوشی کرده و لباس نظامی به تن کرد و به عنوان نیروی جهادسازندگی راهی جبهه‌های نور شد. در ادامه معرفی شهدای ورزشکار آذربایجان شرقی، بخشی از زندگی این شهید والامقام را مرور می‌کنیم.

زندگینامه شهید «ترابی بیرامی»

«جعفر ترابی بیرامی» پنجم خرداد سال ۱۳۳۵ در یکی از روستاهای شهرستان اسکو در آذربایجان شرقی متولد شد. کانون گرم خانواده او گرچه از نظر مالی وضعیت چندان خوبی نداشت؛ اما از مهر و محبت پر بود. جعفر توانست تحصیلات ابتدایی خود را در روستا و دوران راهنمایی و دبیرستان را در خسروشهر و اسکو ادامه دهد.

او در سن هشت سالگی از داشتن پدر خویش محروم شد و مادر سرپرستی فرزندانش را بر عهده گرفت. جعفر برادری کوچکتر از خود نیز داشت. این کودک مرد سیرت، کسی نبود که مادر را در تامین مخارج زندگی تنها رها کند؛ لذا مشغول به کار نیز شد. جعفر از کودکی به بازی و ورزش علاقه‌مند بود؛ به طوری‌که در نوجوانی و جوانی فوتبال را به طور دائم در اوقات فراغت تعقیب می‌کرد و فوتبال رشته اصلی وحرفه‌ای ورزش او شده بود.

جعفر در مسابقات تیمی شرکت می‌کرد و مقام‌هایی را هم کسب کرده بود. او بعد از اتمام تحصیلات متوسطه به خدمت سربازی رفت و بعد از طی دوره آموزش‌های نظام جمع و مقدماتی به اخذ سردوشی نائل شد. بعد از پایان خدمت به استخدام جهاد سازندگی در آمد تا بتواند برای مردم و سرزمینش خدمت کند. او که هم دوره نظامی دیده بود و هم از غیرت ملی و ایمان به خدا سرشار بود. به گفته برادرش حدود ۶۰۰ نفر را جهت فعالیت بسیج کرد.

«جعفر ترابی بیرامی» با شروع جنگ تحمیلی از پشتیبانی جهاد، عازم جبهه شد. او انسانی ساده در رفتار و متواضع در برخورد با دیگران بود، تلاش را پیشه خود کرده بود و بر روی طراحی یکی از پل‌ها در مناطق عملیاتی مشغول کار بودند که یکی از همرزمانش گفته است که جعفر 11 اردیبهشت سال 1361 در «هویزه» حین کار بر روی پل، به داخل آب رفت و مشغول غسل کردن شد. بعد از خروج از آب در عرض چند دقیقه خمپاره‌ای می‌افتد و ترکش آن به پشت و شانه‌اش اصابت کرده و به شهادت می‌رسد.

هشت سال دفاع مقدس ،یکی از الطاف خفیّه‌ الهی بود

 بخش خبری رهبری انقلاب جنگ ودفاع مقدس زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

هشت سال دفاع مقدس ،یکی از الطاف خفیّه‌ الهی بود

امام خامنه ای (مد ظله العالی)درباره پاسداشت دفاع مقدس

«دوران دفاع مقدّس را حقیقتاً بایستی گرامی شمرد، عزیز شمرد و پاسداری کرد، چون آن هشت سال تضمین‌کننده‌ی حیثیّت کشور و هویّت ملّت و امنیّت فعلی و عزّت ملّت ایران شد. هرچه می توانید در این زمینه مطالعه کنید، مطمئنّاً به این نتیجه خواهید رسید که اگر این هشت سال دفاع مقدّس با آن خصوصیّات در این قطعه‌ی از تاریخ کشور ما وجود نمی داشت، امروز کشور ما و ملّت ما مطمئنّاً نه از عزّت،نه از امنیّت،نه از سلامت، نه از استقلال و نه از آزادی برخوردار نبود. آن هشت سال ،یکی از الطاف خفیّه‌ الهی بود که به این کشور و این ملّت عطا شد. اینها چیزهایی است که باید شما خودتان بروید دنبال کنید، تحقیق کنید.»

قرار داد سرلشگرخلبان شهید میرحسن‌سجادی‌نیاکی با خدا

 زندگینامه شهدای نیاک جنگ ودفاع مقدس وصیت نامه شهدای نیاک زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

قرار داد سرلشگرخلبان شهید میرحسن‌سجادی‌نیاکی با خدا

هم رزم خلبان شهید میر حسن سجادی نیاکی می گوید: در منطقه عملیاتی همه آماده ی خواندن دعای کمیل بودیم. بچه ها اکثرا حضور داشتند. ولی معلوم نبود که میر حسن کجا است. یک دفعه دیدم حوله به سر وارد نمازخانه شد. گفتم: کجا بودی؟ گفت: رفته بودم غسل شهادت کنم.خندیدم و گفتم: آخه این وقت شب که غسل شهادت نمی کنند! بعد از دعای کمیل می خوابی، غسلت باطل می شود. گفت: از کجا می دونی که بعد از دعا می خوابم؟! می گفت امشب با خدا کار دارد و می خواهد با او قراردادی ببندد تا او را پیش خودش ببرد.گفتم: تو که فردا پرواز نداری. تیم های عملیات مشخص شده اند. تو امروز پرواز داشتی، فردا باید استراحت کنی.گفت: من قرار دادم را با خدا می بندم، بقیه اش را خودش درست می کند. و بعد از آن جا بیرون رفت. بچه ها یکی یکی وارد نمازخانه می شدند. هنوز چند دقیقه ای به شروع دعا مانده بود. بی اختیار به دنبالش رفتم و دیدم قدم می زند. نزدیک تر رفتم و با او شروع به صحبت کردم. طوری حرف می زد که من را به گریه انداخت. دیگر نتوانستم حرفی بزنم. با شروع دعای کمیل همه به نمازخانه رفتیم و در آن مراسم روحانی با هم بودیم. آن شب میر حسن تا صبح نخوابید. وقتی سرپرست تیم به او اخطار داد که بخوابد و استراحت کند، گفت: من فردا پرواز ندارم. سرپرست تیم حرفی نزد و او با خیال راحت تا صبح با خدای خود راز و نیاز کرد.صبح روز بعد (پنجم مرداد ماه سال 1360در جبهه جنوب (کرخه نور) ) خلبانان پس از خواندن نماز، عملیات را شروع کردند. در دومین دور پرواز احتیاج به هلی کوپتر بیشتری بود و شهید سجادی نیاکی به عنوان داوطلب آماده پرواز شد. در حال پرواز بود که مورد هدف دشمن قرار گرفت و شهید شد. خدا پای قرار داد بینشان را امضا کرده بود.

خاطره ای از شهیدسیداحمداحمدزاده نیاکی

 زندگینامه شهدای نیاک وصیت نامه شهدای نیاک زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

خاطره ای از شهیدسیداحمداحمدزاده نیاکی

خواهر شهید :  زمانی که احمد می خواست از بسیج نامه بگیرد برای رفتن به آموزشی و جبهه، به او به خاطر سن کمش ندادند آنقدر رفت و آمد تا به او نامه دادند و پدرم امضا کرد و برد و به آنها تحویل داد. لباس بسیجی که به او دادند برایش بسیار بزرگ بود وقتی آورد به خانه، پوشید گفتیم برایت بزرگ است گفت اشکال ندارد، مهم پوشیدن لباس مقدس جبهه است.

خط امام خمینی ره امتداد حرکت انبیاء ازآدم تاخاتم

 زندگینامه شهدای نیاک وصیت نامه شهدای نیاک زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

خط امام خمینی ره امتداد حرکت انبیاء ازآدم تاخاتم

میدانم خط امام امتداد حرکت انبیاء ازآدم تاخاتم است واگر این جریان (انقلاب) پیروزشود زحمات هزارساله پیامبران به ثمر رسیده است وجریانهای مخالف این خط امتداد خط استکبار جهانی از قابیل تاکاخ نشینان سرخ وسیاه شرق وغرب درجهان امروز است به این دید بود که من تصمیم گرفتم برای دفاع ازاسلام به جبهه های جنگ بشتابم جبهه هایی که خدا درقلبهای سپاهیان اسلام عشق و شور شهادت راجایگزین می کند ودرقلبهای سیاه دشمن ترس را.

شهیدسیّدحمیدعزیز نژاد نیاکی

گوشه هایی ازوصیت‌نامه‌ی شهیدسیدمحمدرضامحمدی نیاکی

 زندگینامه شهدای نیاک وصیت نامه شهدای نیاک زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

گوشه هایی از وصیت‌نامه‌ی شهیدسیدمحمدرضامحمدی نیاکی 

گوشه هایی از وصیت‌نامه‌ی شهیدسیدمحمدرضامحمدی نیاکی 

پروردگارا! ببخش آن گناهانم را که سد راه شهادتم خواهد شد.از تو می‌خواهم که مرا در بستر خواب نمیرانی و مرا چون جدم حسین(ع) در میدان جنگ به شهادت برسانی.