چهارشنبه, ۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۲:۵۵ ب.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

۲۸ مطلب با موضوع «جنگ ودفاع مقدس» ثبت شده است

در خاطرات شهید همدانی آمده است؛ آزادسازی سنندج به کمک نیروهای سپاه و ارتش از دست ضد انقلاب

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

در خاطرات شهید همدانی آمده است؛ آزادسازی سنندج به کمک نیروهای سپاه و ارتش از دست ضد انقلاب

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سردار شهید حاج حسین همدانی زاده بیست و چهارم آذر ۱۳۲۹ در شهر آبادان، در سه‌ سالگی پدرش را از دست داد و سپس همراه خانواده به شهر و دیار آبا و اجدادی‌اش همدان مهاجرت کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به جمع سبزپوشان سپاه پیوست و در زمره اولین نفراتی بود که برای کمک به مردم مظلوم کردستان، به آن دیار شتافت و در سرکوبی شورش‌های مسلحانه ضدانقلابیون نقش‌ آفرینی کرد.

با آغاز جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه ایران، لحظه‌ای درنگ نکرد و راهی مناطق عملیاتی غرب کشور شد. وی در طول هشت سال جنگ، در مسئولیت‌های مختلفی از جمله فرماندهی محور در تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)، فرماندهی تیپ ۳۲ انصارالحسین (ع)، فرماندهی لشکر ۱۶ قدس، جانشین فرماندهی قرارگاه نجف اشرف و ... را بر عهده داشت.

پس از پایان جنگ نیز در مسئولیت‌هایی نظیر جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه، جانشین نیروی مقاومت بسیج، فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) و فرماندهی سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ به خدمت ادامه داد.

در ابتدای سال ۱۳۹۰ برای کمک به مردم سوریه در نبرد با تروریست‌های تکفیری به آن دیار رفت و پس از قریب به چهار سال پیکار دشوار، سرانجام در ساعت ۱۶ روز شانزدهم مهر ۱۳۹۴ در محور حلب به شهادت رسید. [۱]

روایت حاج حسین همدانی از آزادسازی سنندج [۲]

هم‌قسم شدن برای نجات مردم سنندج

سردار شهید حاج حسین همدانی در کتاب ۲۲ روز نبرد با موضوع بررسی آزادسازی سنندج از دست گروه‌های ضدانقلاب، می‌گوید: عملیات پاک‌سازی گردنه صلوات‌آباد را با هلی برن ۱۴ گروه از ارتش و سپاه در سمت راست گردنه شروع کردیم. دشمن همه نیرو‌های خود را بسیج کرده بود و حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ نفر از آن‌ها را در ارتفاعات مشرف‌ به معبر تنگ و سخت گردنه صلوات‌آباد مستقر ساخته بود طوری که تمام امید ضدانقلاب به همان نقطه خلاصه می‌شد.

گروه دوم هلی برن ما بودیم که برادر شاه‌حسینی مسئولیت آن را بر عهده داشت. مردم بی‌گناه سنندج که در دست ضدانقلاب اسیر بودند به ما پیام دادند که ما منتظر شما هستیم. ابتدا باید گردنه را پاکسازی می‌کردیم. تحقق این امر آرزوی ما بود.

خاطرم هست که با شاه‌حسینی قسم یاد کردیم و تصمیم گرفتیم که حتماً به خواسته آن‌ها لبیک بگوییم و به آن جامه عمل بپوشانیم.

آرایش واحد‌های رزمی سپاه همدان در حد گروهان و گردان نبود. یک سری گروه رزمی داشتیم، به استعداد هر گروه ۱۵ یا ۲۰ نفر.

ما چهار گروه نیرو داشتیم. هفت، هشت گروه ۱۵ نفری هم از تیپ ۳ را برادر عزیزمان صیاد شیرازی سازمان داد. قرار شد برویم با هلی‌کوپتر در انتهای صلوت آباد هلی برن شویم. بعد از عقب زدن نیرو‌های ضدانقلاب خودمان را برسانیم به بالای گردنه صلوات‌آباد.

هلی برن نیرو‌ها خیلی قشنگ اجرا شد. خود صیاد هم شخصاً در عملیات حضور داشت، منتهی به‌ محض تار و مار کردن تجمع ضدانقلابیون مسلح در پائین ارتفاع موقعی که گروه‌های چهارگانه ما به سمت نوک ارتفاع حرکت کردند، ارتباط گروه‌های تحت امر صیاد با ما قطع شد.

سرعت بچه‌های ما بیشتر بود. از طرف دیگر گروه‌های همراه صیاد را تک‌تیرانداز‌های ضدانقلاب وسط راه معطل کردند. این شد که بچه‌های ما سریع به جلو کشیدند و رسیدیم به مدخل تنگه صلوات‌آباد. آنجا بود که ضدانقلاب به محاصره ما درآمد.

یعنی بچه‌های سپاه همدان به‌ سرعت از بین دشمن رخنه کرده و جلو کشیده بودند طوری که ضدانقلابیون متوجه این مطلب نشدند. در نتیجه آن‌ها بین ما که به مدخل تنگه رسیده بودیم و بچه‌های ارتشی صیاد فشرده شدند.

یک‌ وقت دیدم آتش توپخانه دارد ما را در مدخل تنگه می‌کوبد. برادرمان صیاد شیرازی در آن حمله علاوه بر هدایت ستون ارتش خودش برای توپخانه دیدبانی هم می‌کرد و با بی‌سیم به آن‌ها گرا می‌داد.

حالا او خبر نداشت که بچه‌های سپاه همدان از پشت ضدانقلاب سر درآورده‌اند. به هوای اینکه سنگر‌های عمقی ضدانقلاب در مدخل گردنه را بکوبد، به توپخانه ارتش دستور داد آنجا را بکوبند.

تماس گرفتیم و گفتیم: آقاجان، بگویید توپخانه نزند. ما الآن روی هدف هستیم. او که خیلی هم تعجب کرده بود، بلافاصله دستور داد آتش توپخانه قطع بشود. عناصر ضدانقلاب هم وقتی فهمیدند ما از پشت سرشان سر درآورده‌ایم، دیگر روحیه‌شان را باختند و فرار کردند. آن روز تا شب مشغول پاک‌سازی منطقه بودیم.

منبع

[۱] بابایی، گلعلی، کوهستان آتش، نشر بیست‌ و هفت بعثت، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۹۹، صفحه ۴۴

[۲] نداف، مجید، بیست‌ودو روز نبرد (بررسی آزادسازی سنندج)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۹۹، صفحات ۴۵۳، ۴۷۱، ۴۷۶، ۴۷۷

هشت سال دفاع مقدس ،یکی از الطاف خفیّه‌ الهی بود

 بخش خبری رهبری انقلاب جنگ ودفاع مقدس زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

هشت سال دفاع مقدس ،یکی از الطاف خفیّه‌ الهی بود

امام خامنه ای (مد ظله العالی)درباره پاسداشت دفاع مقدس

«دوران دفاع مقدّس را حقیقتاً بایستی گرامی شمرد، عزیز شمرد و پاسداری کرد، چون آن هشت سال تضمین‌کننده‌ی حیثیّت کشور و هویّت ملّت و امنیّت فعلی و عزّت ملّت ایران شد. هرچه می توانید در این زمینه مطالعه کنید، مطمئنّاً به این نتیجه خواهید رسید که اگر این هشت سال دفاع مقدّس با آن خصوصیّات در این قطعه‌ی از تاریخ کشور ما وجود نمی داشت، امروز کشور ما و ملّت ما مطمئنّاً نه از عزّت،نه از امنیّت،نه از سلامت، نه از استقلال و نه از آزادی برخوردار نبود. آن هشت سال ،یکی از الطاف خفیّه‌ الهی بود که به این کشور و این ملّت عطا شد. اینها چیزهایی است که باید شما خودتان بروید دنبال کنید، تحقیق کنید.»

همان لباس سربازی

 بخش خبری رهبری انقلاب جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

همان لباس سربازی

مهر ۱۳۵۹ در یک هواپیما با مرحوم چمران وارد اهواز شدیم. دوستانی که آن‌جا در لشکر ۹۱ زرهی خوزستان بودند، گفتند: «الان میدان برای شکار تانک و کارهای چریکی هست.» ایشان گفت: «از همین حالا شروع می‌کنیم.» تعدادی لباس سربازی آوردند که اینها بپوشند. یکدست لباس سربازی آوردند، پوشیدم. لباس خیلی گشادی بود. خیلی به تن من نمی‌خورد. چند روزی که گذشت، یکدست لباس درجه داری برایم آوردند که اتّفاقاً علامت رسته زرهی هم روی آن بود. رسته‌های دیگر گله می‌کردند که چرا لباس شما رسته توپخانه و پیاده و ... نیست؟ لذا آن علامت رسته زرهی را کندم. لباس پوشیدم و تفنگ هم خودم داشتم... کلاشینکف خودم، کلاشینفک مخصوصی است که بر خلاف کلاشینکفهای دیگر، یک خشاب پنجاه تایی دارد... همان شبِ اوّل رفتیم به عملیات.

هر دفعه هم که می‌آمدم تهران می رفتم خدمت امام گزارشی عرض می‌کردم. اوّلین باری که با این لباس که البته رویش قبا پوشیده بودم رفتم خدمت امام، ایشان شدیداً متاثر شدند و ابراز خشنودی و خوشحالی کردند. گفتند یک روزی بود که این لباس جندی و سربازی خلاف مروّت محسوب می شد. امّا امروز روحانیت اسلام افتخار می کند که این لباس را می پوشد.

لباس نظامی و اسلحه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نمایشگاه در لباس سربازی در معرض بازدید قرار گرفت.

 

 

 

قرار داد سرلشگرخلبان شهید میرحسن‌سجادی‌نیاکی با خدا

 زندگینامه شهدای نیاک جنگ ودفاع مقدس وصیت نامه شهدای نیاک زندگی به سبک شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

قرار داد سرلشگرخلبان شهید میرحسن‌سجادی‌نیاکی با خدا

هم رزم خلبان شهید میر حسن سجادی نیاکی می گوید: در منطقه عملیاتی همه آماده ی خواندن دعای کمیل بودیم. بچه ها اکثرا حضور داشتند. ولی معلوم نبود که میر حسن کجا است. یک دفعه دیدم حوله به سر وارد نمازخانه شد. گفتم: کجا بودی؟ گفت: رفته بودم غسل شهادت کنم.خندیدم و گفتم: آخه این وقت شب که غسل شهادت نمی کنند! بعد از دعای کمیل می خوابی، غسلت باطل می شود. گفت: از کجا می دونی که بعد از دعا می خوابم؟! می گفت امشب با خدا کار دارد و می خواهد با او قراردادی ببندد تا او را پیش خودش ببرد.گفتم: تو که فردا پرواز نداری. تیم های عملیات مشخص شده اند. تو امروز پرواز داشتی، فردا باید استراحت کنی.گفت: من قرار دادم را با خدا می بندم، بقیه اش را خودش درست می کند. و بعد از آن جا بیرون رفت. بچه ها یکی یکی وارد نمازخانه می شدند. هنوز چند دقیقه ای به شروع دعا مانده بود. بی اختیار به دنبالش رفتم و دیدم قدم می زند. نزدیک تر رفتم و با او شروع به صحبت کردم. طوری حرف می زد که من را به گریه انداخت. دیگر نتوانستم حرفی بزنم. با شروع دعای کمیل همه به نمازخانه رفتیم و در آن مراسم روحانی با هم بودیم. آن شب میر حسن تا صبح نخوابید. وقتی سرپرست تیم به او اخطار داد که بخوابد و استراحت کند، گفت: من فردا پرواز ندارم. سرپرست تیم حرفی نزد و او با خیال راحت تا صبح با خدای خود راز و نیاز کرد.صبح روز بعد (پنجم مرداد ماه سال 1360در جبهه جنوب (کرخه نور) ) خلبانان پس از خواندن نماز، عملیات را شروع کردند. در دومین دور پرواز احتیاج به هلی کوپتر بیشتری بود و شهید سجادی نیاکی به عنوان داوطلب آماده پرواز شد. در حال پرواز بود که مورد هدف دشمن قرار گرفت و شهید شد. خدا پای قرار داد بینشان را امضا کرده بود.

آنچه در واقعه پاوه گذشت؛ مروری بر حماسه خونین پاوه بعد از ۴۲ سال

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

آنچه در واقعه پاوه گذشت؛ مروری بر حماسه خونین پاوه بعد از ۴۲ سال

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در کتاب «اطلس پاوه در جنگ با ضد انقلاب و دفاع مقدس» که به همت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس پیرامون واقعه پاوه منتشر شده، پیرامون دوره‌ای که شهر پاوه تحت تصرف ضد انقلاب بود مطالبی به تفصیل آمده است که بخش‌هایی ازآن را در ادامه می‌خوانید:

زمینه‌های شورش

حوادث پاوه را می‌توان نقطه اوج بحران‌های مرداد ۱۳۵۸ دانست. حزب دمکرات که از ابتدای پیروزی انقلاب در حمله به پادگان‌ها و مراکز سپاه، گوی سبقت را از همه گروه‌های ضدانقلاب ربوده بود، از گذشته دور تجزیه کردستان از خاک ایران را در سر می‌پروراند و در اندیشه بازگشت به دوران حاکمیت قاضی محمد بود. با پیروزی انقلاب، به‌جای همسویی با ملت ایران، سر مخالفت برداشت. این حزب با استفاده از تجهیزاتی که از تیپ ۳ لشکر ۶۴ غارت کرده بود و با همراهی کومله و سازمان چریک‌های فدایی خلق، پاوه را مکان بعدی خود برای طغیانگری برگزیده بود. شورشگران تصرف پاوه را نقطه عطفی در استراتژی تجزیه‌طلبانه خود می‌دانستند و پیش‌بینی می‌کردند، ظرف ۳ روز پاوه به تسلط شورشگران درخواهد آمد.

حلقه محاصره

در روز چهاردهم مرداد افراد مسلح ۸ روستا با هم عهد و پیمان بسته بودند که به پاوه حمله کنند، جمعیتی مرکب از احزاب دموکرات، کومله، فدائیان خلق و اتحادیه میهنی کردستان و گروه‌هایی از مزدوران سپهبد پالیزبان و سردار جاف مجهز به سلاح‌های سبک و نیمه سبک، آماده برای حمله شده بودند و کمیته ۱۲ نفری تجزیه‌طلبان در قوری قلعه، فرماندهی حمله به پاوه را در دست داشت.

در بیست و چهارم مرداد ۵۸ تجزیه‌طلبان حرکت خود را به سمت پاوه و به‌منظور محاصره شهر آغاز کردند. هم‌زمان با پیشروی تجزیه‌طلبان به‌سوی پاوه، سه‌راهی کرمانشاه، کامیاران، پاوه در منطقه‌ای به نام قزانچی ناامن گردید تا ارتباطات زمینی پاوه به مرکز استان قطع گردد و همچنین ادارة مخابرات شهر از فعالیت افتاد و ارتباط تلفنی پاوه با سایر نقاط کشور قطع شد. سپس با پیشروی مهاجمین به کوه‌های مشرف‌به شهر، آنان به تلمبه‌خانه آب شهر دست‌یافته و با تخریب تلمبه‌خانه آب آشامیدنی شهر نیز قطع گردید در روز ۲۵ مرداد ۵۸ در اولین دقایق بامداد ارتفاعات مشرف‌به شهر به تصرف مهاجمین درآمد. تا ساعت ۶ بامداد باند فرود هلی‌کوپتر شهر به دست مهاجمین افتاده، مهاجمین وارد شهر شده و به‌جز خیابان اصلی شهر اکثر مناطق را در دست داشتند.

ورود چمران

درحالی‌که امید‌ها از پایداری پاوه بسیار کمرنگ شده بود و درخواست‌های کمک پاسداران و ژاندارمری در تنگنای زمانی مزبور قابل تأمین نبود در اقدامات اولیه روز ۲۵ مرداد یک فروند هواپیمای شکاری اف ـ ۴ از پایگاه همدان به‌قصد شناسایی وضعیت منطقه به پرواز درآمد. لیکن در حین انجام مأموریت با سانحه روبرو شد و ضمن سقوط هواپیما خلبانان آن (نوژه و موسوی) به شهادت رسیدند. در اقدامی دیگر دولت وقت به دکتر مصطفی چمران مأموریت داد، راهی پاوه شود تا آشوب پاوه را با مسالمت آرام نماید. مصطفی چمران به همراه فرمانده وقت نیروی زمینی، تیمسار فلاحی روز ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ وارد آسمان پاوه شد و درحالی‌که چند گلوله به هلی‌کوپتر آنان اصابت کرده بود، هلی‌کوپتر به زمین نشست.

چمران پس از بازدید از استحکامات و سنگر‌های پاسگاه ژاندارمری و توصیه‌های لازم به فرمانده پاسگاه به همراه تیمسار فلاحی و سه پاسدارش عازم خانه (مقر) پاسداران شد و پس از بررسی وضعیت و شناسایی نیاز‌های پرسنلی، تجهیزاتی ـ تدارکاتی مقرر شد تیمسار فلاحی برای تأمین نیازمندی‌ها عازم کرمانشاه شود.

صبح روز بیست و ششم مرداد در ساعت ۱۴ یک فروند هلی‌کوپتر در آسمان پاوه ظاهر شد و در باند اضطراری روی تپه هلال‌احمر به زمین نشست آذوقه را تخلیه کرد و تیمسار فلاحی را به همراه تعدادی از مجروحان به‌سوی کرمانشاه برد.

حادثه سهمگین

در ساعت ۱۶ روز ۲۶ مرداد دومین و آخرین هلی‌کوپتر حامل آذوقه و مهمات روی باند اضطراری فرود آمد. پس از تخلیه بار، هلی‌کوپتر برای خروج از برد آتش تجزیه‌طلبان به صعود و اوج‌گیری هرچه سریع‌تر نیاز داشت، اما این اقدام موجب شد، پروانه هلی‌کوپتر به تپه جنوبی اصابت کرده و بشکند، با شکسته شدن یکی از پروانه‌ها، کنترل هلی‌کوپتر غیرممکن شد و به زمین خورد و این حادثه چند بار تکرار شد؛ و در مکانی که محل تخلیه مهمات بود با موتور روشن متوقف شد. خطر انفجار هلی‌کوپتر و مهمات و بروز فاجعه‌ای بزرگ‌تر دور از ذهن نبود. کابین هلی‌کوپتر متلاشی‌شده بود، ۲ خلبان و مجروحین داخل هلی‌کوپتر همگی شهید شده بودند. در بیرون محوطه هلال‌احمر لاشه هلی‌کوپتر مانده بود و قطعات پراکنده‌اش و خون‌های بر زمین ریخته شده همه این حوادث ظرف مدت ۳۰ دقیقه انجام شد و سپس سکوتی مرگبار همه را فراگرفت!

قتل‌عام در بیمارستان

روز جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۵۸ که هم‌زمان بود با جمعه آخر ماه مبارک رمضان و اولین سال نام‌گذاری جمعه آخر ماه رمضان به نام روز قدس، پاوه خون رنگ بود! تجزیه‌طلبان با تسلطی که بر شهر پیداکرده بودند، به شکسته شدن مقاومت شهر بسیار امیدوار بودند، به‌ویژه سقوط هلی‌کوپتر را سایه افزایش امید و تضعیف روحیه پاسداران تلقی می‌کردند. یکی از موفقیت‌های تجزیه‌طلبان در روز ۱۳۵۸/۵/۲۶ تصرف بیمارستان پاوه و قتل‌عام پاسداران بیمارستان بود. شهدای بیمارستان بالغ‌بر ۹ پاسدار بومی و ۱۶ پاسدار اعزامی بودند که ضمن شکنجه، آن‌ها را در محوطه بیمارستان تیرباران کرده و ۱۸ نفر از آنان را سر بریدند. همچنین مهاجمین عده‌ای از کادر بیمارستان را به گروگان گرفتند، دارو‌ها را غارت کردند و گروگان‌ها و دارو‌ها را به باینگان منتقل کردند.

قلعه ژاندارمری

پاسگاه ژاندارمی، ساختمان مستحکمی بود در پایین کوهی مرتفع که بر همه منطقه سیطره داشت و تسلط بر آن حکایت از پایداری شهر می‌کرد شورشگران مقاومت قلعه بانان ژاندارمری را مانعی برای تسلط خود بر شهر می‌دانستند. چمران با توجه به اهمیت قلعه ژاندارمری به همراه اصغر وصالی و چند پاسدار، عازم پاسگاه ژاندارمری شد. فرمانده پاسگاه را که از پا مجروح شده بود تعویض کرد و آیت شعبانی (مسئول واحد عملیات سپاه کرمانشاه) را به فرماندهی پاسگاه گمارد و خود به مقر سپاه بازگشت. نزدیک به غروب بود که از برج دیده‌بانی گزارش آمد: «عده‌ای از مهاجمین با پرچم سفید در حال پیشروی به‌سوی پاسگاه هستند»، ۱۰ مهاجم که وانمود می‌کردند در حال تسلیم هستند بعد از دست‌یابی به خاکریز در پشت آن سنگر گرفته و یکباره اجرای آتش کردند، آن‌ها با این عملیات فریب پاسگاه را محاصره و تا ۳۰ متری پاسگاه پیش‌آمده بودند.

شب‌هنگام با گسترش تاریکی، مهاجمین دست به عملیات روانی زدند و تا پای دیوار‌های قلعه، پیش‌آمده فریاد می‌زدند، با ژاندارم‌ها جنگ نداریم سلاح خود را تحویل دهید و به‌سلامت بروید، ما فقط می‌خواهیم سر پاسدار‌ها را ببریم، ولی رزمندگان، حاضر به ترک صحنه نشدند. بدین ترتیب عملیات روانی مهاجمین بجای تضعیف روحیه موجب تقویت اراده قلعه‌نشینان شد. آن شب تا صبح قلعه ژاندارمری در زیر آتش دشمن مقاومت کرد تا این‌که با روشن شدن هوا، مهاجمین مجبور به فاصله گرفتن از قلعه شدند.

شب انتظار

روز جمعه ۱۳۵۸/۵/۲۶، در حالی به پایان می‌رسید که تجزیه‌طلبان ضمن در دست داشتن، ارتفاعات مشرف‌به شهر، اشغال بیمارستان و محاصره قلعه ژاندارمری به تصرف کامل شهر کاملاً امیدوار بودند، و در مقابل نیرو‌های خودی که حادثه سهمگین سقوط هلی‌کوپتر و فاجعه قتل‌عام بیمارستان را پشت سر گذاشته بودند، هیچ امیدی برای دریافت کمک از آن سوی شهر نداشتند.

با آغاز شب حملات مهاجمین شدت یافت، صدای خمپاره‌ها قطع نمی‌شد، مزدوران پالیزبان و سردار جاف که در میان مهاجمین بودند با شوق غارت خانه‌های مردم وارد شهر شده بودند. غارتگری آن‌چنان مزدوران را به خود مشغول کرده بود که آن‌ها را از هجوم به مقر سپاه غافل کرده بود، با روشن شدن هوا دو فروند بمب‌افکن شکاری مواضع سلاح سنگین و دشمن را در هم کوبیدند؛ اما اجرای آتش در دو سوی صحنه نبرد همچنان ادامه داشت که ناگهان از طریق رادیو پیامی از سوی امام خمینی پخش شد و فریاد الله‌اکبر پاسداران فضای مقر را فراگرفت.

نقطه عطف

در روز شنبه ۱۳۵۸/۵/۲۷ امام خمینی تصمیمی راهبردی اتخاذ کرد و با ارسال پیامی به ارتش فرمان داد تا برای بازگرداندن امنیت به پاوه، وارد عمل شود. امام خمینی در این پیام به ارتش و سپاه دولت فرمان داد:

«به دولت، ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به‌سوی پاوه نشود من همه را مسئول می‌دانم. من به‌عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که فورا با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگان‌های ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت، با تمام تجهیزات به‌سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فورا فراهم کند. تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و درصورتی‌که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می‌کنم.»

تا قبل از فرمان امام، تجزیه‌طلبان آن‌چنان موقعیت خود را موفقیت‌آمیز می‌دانستند که گویا برای برقراری جشن پیروزی خود را آماده می‌کنند؛ اما پیام امام معادله را در هر دو سوی صحنه نبرد تغییر داد. این پیام که روحیه خودی را چند برابر کرده بود، به روحیه تجزیه‌طلبان به‌شدت آسیب وارد کرد، به‌طوری‌که باوجود در دست داشتن نقاط مهم شهر، قدرت مقاومت آنان برای حفظ موقعیت را ضعیف کرد.

این مطلب برگرفته از کتاب «اطلس پاوه در جنگ با ضدانقلاب و دفاع مقدس» به نگارش محمد الهیاری، توسط انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است، برای خرید اینترنتی این کتاب می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

«بیت‌المقدس» عملیات ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی/ نام صیاد شیرازی با پیروزی‌های دفاع مقدس عجین شده است

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

«بیت‌المقدس» عملیات ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی/ نام صیاد شیرازی با پیروزی‌های دفاع مقدس عجین شده است

به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، امیر سرلشکر «سیدعبدالرحیم موسوی» فرمانده کل ارتش در آیین رونمایی از هشت ترجمه کتاب «در کمین گل سرخ» که صبح امروز (دوشنبه) در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد، اظهار داشت: عملیات الی بیت‌المقدس نقطه عطف تاریخ دفاع مقدس محسوب می‌شود؛ در این عملیات، خرمشهر عزیز به دامان کشور بازگردانده شد و هرگز این روز در تاریخ انقلاب اسلامی فراموش نخواهد شد.

وی با اشاره به نقش مؤثر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی در دفاع مقدس و به‌ویژه عملیات آزادسازی خرمشهر گفت: نام صیاد شیرازی قرابتی جدانشدنی با عملیات‌های آزادسازی بستان، فتح‌المبین، خرمشهر و مرصاد دارد و آنچه که صیاد شیرازی را در دل‌ها ماندگار کرد، اخلاص، تقوا، ایثارگری و فداکاری ایشان در راه تحقق اهداف جبهه اسلام در برابر جبهه کفر بود.

فرمانده کل ارتش افزود: از همه عزیزان که تلاش کردند تا کتاب در کمین گل سرخ به هشت زبان ترجمه شود، قدردانی می‌کنم. این کار از جهات مختلف شایسته است و باعث می‌شود که فرهنگ دفاع مقدس به جهان مخابره شود.

سرلشکر موسوی در خصوص ترجمه‌ کتاب یادشده به زبان‌های مختلف، خاطرنشان کرد: این کار خواست و مطالبه فرمانده معظم کل قوا بود و ما سربازان عاشقانه در پی این هستیم که دستورات ایشان را به بهترین نحو انجام دهیم.

نماهنگ | خرمشهرها در پیش است

 رهبری انقلاب بانک فیلم جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

نماهنگ | خرمشهرها در پیش است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «جوانهای عزیز! بچه‌های عزیز من! فردا مال شما است، آینده مالِ شما است؛ شما هستید که باید این تاریخ را با عزّتش محفوظ نگه دارید؛ شما هستید که این بارِ مسئولیّت را بردوش دارید؛ خرّمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه‌] در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است. البتّه ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد؛ بعکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختی‌اش بیشتر است.» ۱۳۹۵/۰۳/۰۳
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بر اساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب و به مناسبت سوم خرداد، سالروز فتح خرمشهر، نماهنگ «خرمشهرها در پیش است» را منتشر می‌کند.
 

نماهنگ: نماهنگ | خرمشهرها در پیش است

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 86.3 MB

کیفیت متوسط و فرمت Mp4 و با حجم 15.9 MB

سردار فضلی در گفت‌وگو با دفاع‌پرس: مقابله با تحریف دفاع مقدس وظیفه‌ای همگانی است

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

سردار فضلی در گفت‌وگو با دفاع‌پرس: مقابله با تحریف دفاع مقدس وظیفه‌ای همگانی است

سردار «علی فضلی» جانشین معاون هماهنگ‌کننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، درباره اهمیت پرداختن به موضوع دفاع مقدس اظهار داشت: دفاع مقدس برای نسل امروز و آینده و حتی جبهه مقاومت، الگو است.

وی افزود: برای بیان اهمیت این موضوع به سخن سردار شهید حاج قاسم سلیمانی اشاره می‌کنم؛ آنجایی که ایشان عنوان می‌کند که با فرهنگ، مکتب و عقبه دفاع مقدس، جبهه مقاومت را راهبری می‌کند؛ لذا هرچقدر نسبت به آن مبانی آشنا شویم و عمق شناخت ما از دفاع مقدس افزایش یابد، یقین داریم که سازنده خواهد بود و ما را در مقابل خطرات آینده، بیمه می‌کند.

جانشین معاون هماهنگ‌کننده سپاه گفت: امروز جوانان کشورمان در مقایسه با ما که در روز‌های آغازین دفاع مقدس حاضر بودیم، بیشتر از گذشته در میدان دفاع از اسلام هستند؛ افرادی همانند شهید «حججی»ها، کسانی هستند که در جبهه مقاومت و دفاع از حرمین آل‌الله حضور یافتند؛ جوانانی که سن‌شان به دوران دفاع مقدس اقتضا نمی‌کرد.

وی تأکید کرد: امروز باید به اندازه اقیانوس مطالبی، پیرامون دفاع مقدس برای نسل‌های فعلی و آینده منتشر کرد؛ این در حالی است که هنوز توفیق پیدا نکرده‌ایم تا از اقیانوس بی‌کران دفاع مقدس، زوایای مختلف آن را برای مردم به‌ویژه جوانان بازگو کنیم؛ لذا همین‌جاست که امکان دارد دشمن از ما پیشی بگیرد؛ چون کار دشمن، دشمنی کردن است.

سردار فضلی اضافه کرد: دشمنان همواره در تحریف دفاع مقدس می‌کوشند و در حقایق آن، تردید ایجاد می‌کنند؛ پس برای جلوگیری از تحریف، باید همه رزمندگان، فرماندهان و مسئولان دوران دفاع مقدس به تکلیف خود یعنی بیان واقعیات دفاع مقدس عمل کنند.

«عملیات خیبر» پشت پرده خباثت‌های استکبار جهانی را آشکار کرد

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

«عملیات خیبر» پشت پرده خباثت‌های استکبار جهانی را آشکار کرد

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس به نقل از روابط عمومی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، این بنیاد با صدور بیانیه‌ای سوم اسفند سالروز عملیات خیبر را گرامی داشت.

در ابتدای این بیانیه آمده است: «عملیات ظفرمند خیبر یکی از نقاط عطف هشت سال دفاع مقدس و از نبرد‌های مهم و سرنوشت ساز رزمندگان اسلام برابر پیاده نظام‌های استکبار جهانی و نظامیان رژیم بعثی صدام در جنگ تحمیلی به شمار می‌رود، این عملیات که در سوم اسفند سال ۱۳۶۲ با رمز مقدس یا «رسول الله (ص)» در منطقه هورالهویزه آغاز شد، با شکست ارتش رژیم بعثی صدام در جبهه جنوبی و منطقه طلاییه، منجر به تغییر معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی و تسلط و ابتکار عمل جبهه خودی در آن منطقه و مقطع حساس شد.»

این بیانیه عملیات خیبر را از جمله نبرد‌های تاثیرگذار و راهگشا در دفاع مقدس ملت ایران برابر استکبار جهانی و رژیم بعثی صهیونیستی صدام توصیف و با تاکید بر رعایت عنصر حفاظت اطلاعات و دقت اقدامات شناسایی و جمع آوری داده‌های رزمی در فرایند آن نبرد، خاطرنشان کرده است: «عملیات خیبر، اهمیت ظرفیت‌های آبی ـ خاکی و توانمندی دریایی رزمندگان اسلام در روند رویارویی با دشمنان را آشکار و سر آغاز شکل‌گیری اراده‌ای محکم‌تر و باصلابت‌تر برای تقویت و توسعه یگان‌های دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.»

این بیانیه جنگ هشت ساله تحمیلی و پرماجرای استکبار جهانی و دفاع مقدس ملت عظیم‌الشان ایران و درخشش نسل جوان در مقاومت و ایستادگی برابر خباثت‌ها و خصومت‌ورزی‌های نظام سلطه و استکبار را از نکات آموزنده در تاریخ کشور قلمداد و خاطرنشان کرده است: «دفاع مقدس صحنه ظهور و بروز و شکوفایی استعداد‌های درخشان جوانان مومن و نقش‌آفرینی‌های خطیر و تعیین‌کننده آنان بود که دستاورد‌های خود در این عرصه را با حضور کارآمد و شگفتی‌ساز در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی پدیدار ساخت و مسلما این تجربه تابناک با بهره‌گیری از انگیزه، شور و نشاط نسل جوان برای خدمت به کشور و تولید قدرت برای ایران عزیز، تاثیرات خود را در روند پیش‌روندگی میهن اسلامی به سمت آرمان‌های والا و فتح سنگر‌های ممتاز و کلیدی جهان در آینده نشان خواهد داد.»

این بیانیه در پایان با تعظیم و تکریم مقام شامخ شهیدان همیشه جاوید دفاع مقدس ملت ایران طی چهار دهه گذشته از جنگ تحمیلی هشت ساله تا جبهه‌های مقاومت اسلامی و حماسه آفرینی در سنگر‌های خدمت و امنیت به ویژه شهدای عملیات خیبر با گرامیداشت یاد، نام و آرمان‌های بلند حضرت امام (ره) و تاکید بر آمادگی‌های همه جانبه نیرو‌های مسلح و آحاد ملت شریف و دشمنان ایران برای مصاف موفق، مقتدر، کوبنده و پشیمان کننده با تهدیدات و خطای محاسباتی دشمنان انقلاب و میهن اسلامی تاکید کرده است: «آنچه به عنوان عبرت‌های راهبردی دفاع مقدس هشت ساله و رخداد‌ها و حوادث بزرگ پس از آن می‌تواند به مثابه آموزه‌ای عظیم مورد تمسک قرار گیرد، همت و تلاش ملی و همه جانبه برای پیگیری راهبرد قوی شدن، پیشرفت و اقتدار در حوزه‌های مختلف دفاعی و بازدارندگی برای تداوم بیم و هراس واقعی در ذهن و فکر دشمنان خبیث و پلید و بر حذر داشتن آنان از هرگونه تهدید، تهاجم، تعرض و خیره سری محتمل به این سرزمین مقدس است ارسال این پیام که در صورت هرگونه اقدام ننگین، متجاوزین زیر چرخ‌های اراده راسخ و پولادین ملت بزرگ ایران تحت هدایت و رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی) و صلابت و اقتدار نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران له و نابودخواهند شد.»

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه می‌شوند

 بخش خبری جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

 راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه می‌شوند

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، می‌گویند «زمانی که پیشانی حر بن یزید ریاحی مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت، حضرت سیدالشهدا (ع) با دستمال خود سر حر را بستند و حر با همان دستمال دفن شد. شاه اسماعیل در دورانی تصمیم به بازسازی قبر حر گرفت، زمانی که قبر وی را شکافتند دستمالی را بر سرش دیدند، شاه اسماعیل تصمیم گرفت دستمال را بردارد، اما چون دستمال را باز کرد خون از سر حر جاری شد به طوریکه قبر پر از خون شد، تا دستمال را بستند خون بند آمد و چون باز کردند باز خون جاری شد. اینطور دریافتند که دستمال مبارک حضرت اباعبدالله (ع) موهبتی از جانب خداوند که نصیب حر شده است.»

سربند سربلند

شاید ماجرای سربند رزمنده‌ها در دوران دفاع مقدس به جایی در تاریخ و عاشورای سال ۱۳۶۱ برمی‏‌گردد، روزی که سر حر با دستمال حضرت سیدالشهدا (ع) بسته شده و از آن لحظه که امام سر او را بر دامن گرفت، توبه او نیز پذیرفته شد، شاید هم وام گرفته از جنگاوران و پیشینیان ماست که در نبرد با دشمن دستمالی به سر می‎بستند و یا به عنوان عرق چین از آن استفاده می‎کردند. هرچه بوده سربند در دفاع مقدس به نمادی خاص تبدیل شد که مفهومی ارزشمندتر از یک پیشانی‌بند ساده گرفت.

حتما شما هم فیلم‌ها و انیمیشن‌های زیادی سراغ دارید که قهرمان اصلی داستان با یک سربند از دیگران متمایز می‌شود. کسی که محور فیلم است و پیشانی بند که نمادی از قدرت و جنگ‌آوری است را هنگام مبارزه بر پیشانی می‎بندد. شاید بتوان نمونه آن را در فیلم و سریال‌های تاریخی کره جنوبی مثال زد که شخصیت‌های نظامی و جنگاور فیلم، دستمالی به سر می‎بندند و نشان حک شده روی دستمال‌ها معنا و مفهوم متفاوتی دارد.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند

پیشانی‌بند مردان سربلند تاریخ

پیشانی بند در آثار تاریخی و داستان‌های اساطیری نیز وجود دارد و روی حکاکی‌های به جای مانده نشان می‌‎دهد بسیاری از پادشاهان ایرانی و قهرمانان نظامی سربند به پیشانی داشتندف همچنین که در نقاشی‌های زیادی از نظامیان دوره‌های مختلف تاریخی، سربند جزوی از نشانه‌های مردان جنگی بوده است.

حال فارغ از تاریخ سربند و پیشانی‌بند، نکته‌ای که سربند‌های دوران دفاع مقدس را از دیگر سربند‌های تاریخی که بر پیشانی زنان و مردان نشسته متمایز می‌کند مفهوم و فرهنگ خوابیده در پشت آن است.

صف سربند بستن در شب عملیات

نشان سربند رزمنده‌های دفاع مقدس را باید در مستند‌های آن دوران جست‌جو کنیم، بین قاب دوربین جمعیت رزمنده‌هایی که یک‌شکل و هماهنگ پیشانی‌بند سرخ «یا حسین (ع)» بسته‌اند یا ردیف بسیجی‌ها در شب عملیات که پشت هم ایستاده، سربند‌های مشکی «یا زهرا (س)» به پیشانی یکدیگر می‎بندند. نوار‌های بسته شده روی پیشانی مطابق اعتقاد هر رزمنده بود، بستگی داشت هر نفر به کدام یک از اهل بیت (ع) علاقه دارد تا از بین سربند‌ها نام امام محبوب خود را پیدا کند، در واقع این سربند‌ها نشانی از اعتقادات افراد داشتند، چه زمانی که با قلم روی آن می‌نوشتند و چه بعدا که سربند‌های چاپی راهش را به جبهه باز کرد. هر کدام از این سربند‌ها رسانه‌ای بودند برای بیان یک حقیقت، اعتقادی که قبل از به زبان آمدن روی پیشانی نقش می‎بست و عشق و ارادت رزمنده‌ها را به حقیقتی مهم نشان می‌داد.

سربند یا زهرا (س) روی پیشانی مردان بزرگ

پیام این سربند‌ها باعث شده تا امروزه نیز افراد مختلف با اتکا به معنا و مفهوم شکل‌گرفته در دفاع مقدس، گاه با بستن سربند، حامل و انتشاردهنده پیامی باشند. مثل اقدامی که علی دایی در زمان حضورش در تیم ملی انجام داد و سربند مشکی «یا زهرا (س)» را در یکی از بازی‌های خود که مقارن با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) بود، به پیشانی بست.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند

سربند‌ها تنها در ایران محصور نشد، بعد‌ها در جنگ صرب‌ها و کروات‎ها علیه مسلمانان بوسنی و یا تشکیل حزب‌الله با هدف مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی، روی پیشانی مبارزان و رزمندگان دیگر کشور‌ها نشست. در هر کشور این سربند‌ها حامل پیام خاص و یا نشان‌دهنده یک شعار خاص بود، اما چیزی که در همه آن‌ها مشترک ماند مفهوم مذهبی نهفته در آن است. شاید جهانی‌ترین مفهوم بین مسلمانان همان شعار معروف «الله اکبر» است که نشان برتری قدرت الهی در مقابل ظلم و ستم را دارد.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند

سربند الله اکبر روی پیشانی جوان بوسنیایی در زمان جنگ بوسنی

تکه پازل شناسایی پیکر شهدا

یکی از مواردی که در تفحص پیکر‌های شهدا در مناطق عملیاتی باعث تشخیص پیکر شهدای ایرانی از پیکر کشته‌های عراقی می‌شود لوازم همراه این پیکر‌ها از جمله سربند‌های معروف رزمندگان ایرانی است.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند

دعوا سر سربند یا فاطمه بود

مداحان زیادی در نوحه‌های خود به سربند به عنوان نماد توسل رزمنده‌ها به اهل بیت (ع) اشاره کرده‌اند. مثل نوحه معروف «یاد امام و شهدا» از حاج سعید حدادیان که به خوبی ارادت رزمنده‌ها به حضرت زهرا (س) را بیان می‌کند.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند

از کرونا تا اردوی جهادی فقط با یک «یازهرا (س)»

در ایام شیوع کرونا در کشور و جهان، این کادر درمان و سلامت بودند که در خط مقدم مبارزه علیه این ویروس و دفاع از جان مردم در بیمارستان‌ها ایستادند. زمانی که ایثار و گذشت این عزیزان در چشم مردم جامعه پررنگ شد پوستر‌هایی به چاپ رسید که اقدام امروز کادر درمان و مردم را در مبارزه با این بیماری با روز‌های همدلی مردم در دوران دفاع مقدس مقایسه می‌کرد. یکی از این پوستر‌ها بستن سربند توسط رزمنده‌ها را به بستن ماسک در روز‌های کرونایی تشبیه کرده بود.

بچه‌های جهادی که در طول سال در قالب گروه‌هایی عازم مناطق محروم کشور برای خدمت رسانی می‎شوند و به تاسی از اقدام رزمندگان دفاع مقدس و با نیت خدایی پا به عرصه جهاد سازندگی می‌گذارند، رفتاری مشابه رزمنده‌ها را در پیش می‎گیرند. همین سربند یکی از نشانه‌های ظاهری آنان است که اغلب در اردو‌های جهادی به پیشانی می‎بندند.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند

نشان همراهی

تصویر معروفی از دوران دفاع مقدس مربوط به بستن سربند توسط زنی بر پیشانی مردی وجود دارد که دربردارنده پیام مهمی است. تصویر فارغ از زیبایی بصری و کادربندی مناسب شاید از این جهت اهمیت دارد که نشانی از همراهی زن (که گویا همسر مرد است) در رهسپار کردن مرد خود به جبهه را منتقل می‌کند. زنان در دفاع مقدس همراه و همگام با مردان در جبهه و پشت جبهه فعالیت کردند و اگر همراهی و همدلی آنان نبود شاید نه مردی به جبهه می‎رفت و نه دفاع مقدسی شکل می‌گرفت.

راز ناگفته «سربندها» وقتی رسانه رزمنده‌ها شدند