پنجشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۷، ۰۱:۵۵ ب.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

رمز عدد ۳۰ در زندگی شهید میثمی

 سبک زندگی

رمز عدد ۳۰ در زندگی شهید میثمی ۰ نظر

رمز عدد ۳۰ در زندگی شهید میثمی

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: طی عملیات کربلای ۵؛ هر لحظه اخبار خوب و امیدبخشی مخابره می‌شد. پس از عملیات رزمندگان در حالی پیروزی را جشن می‌گرفتند که برخی از فرماندهان و دوستان‌شان را در این عملیات از دست داده بودند. در عملیات کربلای ۵، فرماندهان بزرگی همچون خرازی، یونس زنگی آبادی، اسماعیل دقایقی، یدالله کلهر، محمد علی شاهمراد و ... به شهادت رسیدند. یکی از این مردان شایسته خدا، شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی مسئول دفتر نمایندگی امام در قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) بود. به مناسبت سالروز شهادت شهید شیخ عبدالله میثمی مروری بر زندگی ایشان داریم که در ادامه می‌خوانید:

شهید شیخ عبدالله میثمی در سال ۱۳۳۴ در شهر اصفهان و در محله مذهبی مسجد حکیم و در ماه رجب و شب ولادت امیرالمومنین (ع) دیده به جهان گشود. او در دامان پدر و مادری پاک و متدین رشد کرد و پس از پایان دوره دبستان، وارد دبیرستان و هم‌زمان با درس، در کنار پدر بزرگوارش به کار مشغول شد.

محیط زندان را به کلاس درس تبدیل کرد

در سنین جوانی به کمک جوانان و نوجوانان مخلص دیگر از قبیل؛ شهید حجت‌الاسلام ردانی‌پور و شهید حجازی و برادر شهید شیخ رحمت‌الله انجمن دینی و خیریه و هیأت حضرت رقیه (س) را تأسیس کردند. عبدالله میثمی در آن جلسه مسائل سیاسی روز را در کنار قرآن به آن‌ها می‌آموخت. وی از همان موقع با همکاری دوستانش جلسات مخفی هم برپا می‌کرد و پیرامون اهداف تصمیم‌گیری می‌کردند. از همان سال‌ها عبدالله به همراه سایر یارانش به قم و مدرسه شهید حقانی (شهیدین فعلی) رفت و به تعلیم و تکمیل علوم دینی خود پرداخت. مدتی بعد (۱۱ خرداد ۵۴) شهید میثمی با خیانت یک منافق دستگیر شد و به زندان رژیم شاه افتاد. او محیط زندان را هم به کلاس درس مبدل و تعلیم روح‌بخش قرآن را به زندانیان منتقل می‌کرد. از این رو تأثیر به سزایی بر آن‌ها داشت. این تأثیر در روحیه افراد کمونیست هم به خوبی مشهود بود. شهید میثمی تا سال  ۵۷ در زندان بود. اما در این سال (یکم آذر ۵۷) به دنبال مبارزات قهرمانانه امت اسلامی به رهبری امام امت، از زندان آزاد شد.

شهید میثمی پس از آزادی به فعالیت‌های خود گسترش داد و در جهت افشای رژیم طاغوت از آنچه در توان داشت کوتاهی نمی‌کرد. در عین حال او به آموختن علوم در حوزه علمیه قم و در محضر استادان بزرگواری، چون شهید قدوسی، آیت‌الله خزعلی و استاد حائری شیرازی ادامه داد.

پس از پیروزی انقلاب در کنار دوستان دوران نوجوانی و جوانی اش شهید ردانی‌پور در سپاه یاسوج به فعالیت پرداخت. پس از ۳۰ ماه خدمت صادقانه در یاسوج، از سوی نماینده امام در سپاه به مسئولیت دفتر نمایندگی امام در منطقه ۹ سابق (فارس، بوشهر، کهکیلوئیه و بویراحمد) منصوب شد. از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی، شهید میثمی «جنگ» را یک امتحان بزرگ، یک سفره و نعمت گسترده الهی می‌دانست که پهن شده و معتقد بود که هر که بیشتر می‌تواند در این جنگ شرکت کند، از این سفره الهی بیشتر بهره برده است. مدتی پس از آغاز جنگ، از طرف نماینده حضرت امام در سپاه به مسئولیت دفتر نمایندگی امام در قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) منصوب شد.

درجبهه ها اجر خانه خدا را هم می بریم

شهید میثمی در رابطه با جنگ زحمات فراوانی کشید و در روحیه دادن به رزمندگان و فرماندهان نقش به سزایی داشت. وی برای زیارت خانه خدا هم حاضر نبود لحظه‌ای جبهه‌های نبرد حق علیه باطل را ترک کند. او می‌گفت: ما در این جبهه‌ها اجر زیارت خانه خدا را هم می‌بریم.

شهید میثمی در یکی از صحبت‌هایش گفته بود: «من ۳۰ ماه در زندان، ۳۰ ماه در یاسوج، ۳۰ ماه در شیراز، ۳۰ ماه هم در جبهه بودم، که ۳۰ ماه جبهه‌ام در حال اتمام است. من در این عملیات باید اجر خود را بگیرم.»

کار کردن برای خدا معراج است

در شب دوم عملیات کربلای ۵ او به دوستان خود گفت: «من در این عملیات اجر خود را از خدا می‌گیرم.» و بالاخره او به آرزوی خود رسید. چرا که در همین عملیات از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و بعد از سه روز در ۱۲ بهمن ۶۵ مطابق با ۲ جمادی الثانی مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (س) به دیدار معبود و میهمانی اولیای خدا شتافت. این شهید بزرگوار در جایی می‌گفت: «وقتی انسان برای خدا کار کرد، یک کار کوچک می‌کند، ولی چنان حاصل دارد که اصلاً خودش هیچ باور نمی‌کند. کار کردن مطلق خوب نیست. کار کردن برای خدا معراج است.»

کتاب شراره های خورشید کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و اله

 کتابخانه اسلامی

کتاب شراره های خورشید کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و اله ۰ نظر

کتاب شراره های خورشید کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و اله

((معرفی کتابهای دفاع مقدس))

کتاب شراره های خورشید رویدادهای متنوعی از کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله صلی  الله علیه و آله طی چهارماهه پایانی سال 1362 را دربرمی گیرد. در این اثر حوادث و ماجراهای شگفت انگیزی از تاریخچه اشکر 27 و واپسین ماه های حیات دنیوی فرمانده پرآوازه آن, شهید محمدابراهیم همت را خواهید خواند, که عمده آنهااز جمله مهمترین ناگفته های دوران دفاع مقدس بوده و اکنون اول بار است که در قالب اثری مکتوب انتشار می یابند.بازه زمانی وقایع مندرج در این کتاب, از فردای خاتمه عملیات والفجرـ4 در جبهه ی مریوان پنجوی شروع می شود.و در سی امین روز اسفند سال 1362 و آخرین روزهای عملیات آبی ـ خاکی خیبر, پایان می گیرد.عملیاتی که در جریان آن رزمندگان کادری و بسیجی لشکر 27 محمدرسول الله در مصاف با پگان های سپاه سوم ارتش بعث, مکرر در مکرر کربلا را تجربه کردند ,چه بسیار رنج ها بردند و چه بسیارتر حماسه ها آفریدند و در نهایت, متحمل ضربات مهلکی بر شاکله ی رده های ستادی و صف یگان همیشه خط شکن خود شدند.به گونه ای که علاوه بر انهدام قریب به اتفاق گردان های یازدگانه دو تیپ عمار و ابوذر لشکر 27 , در نهایت به فاصله  چهل و هشت ساعت , ابتدا قائم مقام فرماندهی و سپس فرمانده این یگان در جزیره جنوبی مجنون مظلومانه به شهادت رسیدند.


این کتاب در 10 فصل تنظیم شده است
فصل اول علیات امریکن استانچ; تضعیف ایران, تقویت صدام
فصل دوم بن بست در شرق بصره; رویکرد به هور
پیوست فصل دوم هور; دنیایی ناشناخته
فصل سوم روند طراحی کلان عملیات
فصل چهام سازمان رزم نیروهای ایران و عراق در آستانه نبرد خیبر
پیوست فصل چهارسازمان رزم نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیلت خیبر
فصل پنجم طرح میثاق مبنای تجدید سازمان لشکر 27
فصل ششم بازسازی,شناسایی , عزیمت به خط
فصل هفتم عملیات خیبر; با قرارگاه فتح در محور طلائیه ـ نشوه
فصل هشتم از کد 523تا اجبار به تک در روز
فصل نهم لشکر 27 منهدم می شود
پیوست های فصل نه
فصل دهم کربلا خون می خواهد
پیوست های فصل ده
در بخشی از این کتاب می خوانیم:

تابستان داغ و طولانی 62 در شرایطی رو به پایان گذاشته بود که ایرانیان پس از تجربه نبردهای ناکامی همچون : والفجر مقدماتی و والفجر ـ 1 از تیر 1362 با عملیات کوهستانی والفجر  ـ 2 و در پی آن والجر ـ 3 , باردیگر زمام ابتکار عمل در میدان جنگ را در دست گرفته و در پاییز این سال درصدد آغاز عملیاتی سنگین در شرق استان سلیمانیه عراق بودند. ضربات ویران گر واردآمده به ماشین جنگی رژیم صدام طی چهار مرحله نبرد کوهستانی سنگین والفجر ـ 4 در جبهه شرق استان سلیمانیه به حدی مهلک بودند که محافل دیپلماتیک و رسانه های غربی حاضر در پایتخت عرلق , بر سر آنچه که « تغییر خطرناک موازنه موجود در جنگ , به زیان پرزیدنت صدام حسین می خواندند, به قدرت های امریکایی و اروپایی عضو پیمان ناتو هشدار دادند. از اواخر پاییز 1362, دوست و دشمن اذعان داشتند; این ایران است , که اکنون د عرصه ی جنگ دست بالا را پیدا کرده است.

با توجه به همین واقعیت انکاناپذیر بود که حامیان منطقه ای و فرا منطقه ای رزیم تجاوز پیشه ی صدام حسین , درصدد برآمدند تا دیر نشده دیگربار به یاری وی شتافته و مانع از شکست قریب الوقوع دیکتاتور جنگ افروز بغداد به دست رزم آوران ایرانی شوند.جهت آشنایی هرچه بیشتر خوانندگان کتاب حاضر ـ خصوصا نسل جوان ایران زمین ـ با حقایق کمتر تبیین شده ی آن برهه ی حساس تاریخی , لازم دانستیم تا روایت های دست اولی از این همدستی شرارت آمیز حکومت ایالات متحده آمریکا با رژیم صدام حسین را در اینجا بیاوریم.

روایت نخست برگرفته از کتاب « تار عنکبوت ; تاریخ سری چگونگی تسلیح غیر قانونی عراق توسط کاخ سفید» به قلم نویسنده سرشناس آمریکایی آلن فریدمن است.او می نویسد:«حذف نام عراق از لیست کشور های حامی تروریزم ,زمین را برای اجرای سیاست های پنهان واشنگتن در قبال بغداد مساعد ساخت ...