سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۳۰ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ویژه نامه شهدا» ثبت شده است

همرزمی که قلب شهید چمران را فتح کرد

 ویژه نامه شهدا جنگ ودفاع مقدس

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

همرزمی که قلب شهید چمران را فتح کرد

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، یکی از عرصه‌های مهم و جاودانه تاریخ ایران اسلامی، دوران هشت ساله دفاع مقدس است که در این عرصه ماندگار، مردان بزرگی سهیم بوده‌اند. نام شهیدان ایران اسلامی که با نثار جان خود و در اوج مظلومیت و گمنامی باعث شدند تا کشور عزیزمان قله‌های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح کند، همواره بر تارک پر افتخار میهن می‌درخشد. شهیدان والامقامی که با تفکری دینی و اسلامی، برگرفته از مکتب امامان معصوم (ع)، باعث شدند تا سعادتی بزرگ برای کشور اسلامی ایران رقم بخورد و امروز ثمره آن خون‌های پاک است که باعث شده، اقتدار نظام اسلامی در مقابل توطئه دشمنان و ددمنشان دنیا حفظ شود.

امروز گرچه چهار دهه از پایان دوران دفاع مقدس گذشته، اما به جرأت می‌توان گفت هنوز گوشه کوچکی از رشادت‌ها و دلاوری‌های حماسه‌سازان و قهرمانان آن دوران با شکوه که خود می‌تواند درسی برای آیندگان و نسل امروز باشد به درستی در پیشگاه ملت ایران مطرح نشده است. از این رو بر خود تکلیف دیدیم که در این راستا گوشه کوچکی از زندگینامه و رشادت‌های یکی از این قهرمانان و حماسه‌سازان ایران زمین، شهید سرلشکر «ایرج رستمی» را بازگو کنیم.

ایرج رستمی در شهریور سال ۱۳۲۰ در شهر آشخانه (مرکز شهرستان مانه و سملقان) از شهر‌های استان خراسان شمالی متولد شد. ایرج پسری چالاک، تند و تیز، بسیار شاد و کمی شوخ طبع بود. در سال ۱۳۲۷ وارد مدرسه عنصری آشخانه شد و کلاس ششم ابتدایی را در این مدرسه به پایان رساند. ایرج در مدرسه و حتی محیط روستا حامی و مدافع خوبی برای بچه‌های کوچک و ضعیف بود. او یک روستازاده بود و در کار‌های کشاورزی و دامداری کمک حال پدر و خانواده بود. در اوایل دهه ۴۰ به خدمت مقدس سربازی رفت و در همان دوران وارد ارتش شد. با توجه به وضعیت مناسب جسمانی و فیزیکی جزء اولین نفراتی بود که دوره چتربازی و سقوط آزاد را می‌گذراند. او برای یک دوره آموزشی به تهران رفت و بعد وارد یگان هوابرد شیراز شد. در شیراز به ادامه تحصیل پرداخت و در تاریخ ششم مهر ۱۳۵۴ به درجه ستوان‌دومی رسید.

پس از پیروزی انقلاب و با گسترش دامنه آتش فتنه داخلی، در سال ۱۳۵۸ با تیپ ۵۵ هوابرد شیراز برای برقراری نظم و آرامش فتنه ضد انقلاب به کردستان رفت. به دلیل رشادت‌هایی که در کردستان از خود نشان دادند سه سال ارشدیت گرفت و به درجه سروانی نائل آمد و مسئول برقراری امنیت سردشت شد در آبان ۱۳۵۸ در درگیری و جنگ با کومله از ناحیه پا زخمی و حدود ۹ ماه در بیمارستان بستری شد. وی پس از بهبودی به تیپ ۵۵ هوابرد شیراز بازگشت و با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد.

اندوه شهید چمران از شهادت همسنگرش/ فراغ و وصال به فاصله چند ساعت

با توجه به توانمندی‌ها، سوابق و قابلیت‌های منحصر بفرد نظامی شهید رستمی در حوزه چریکی و جنگ‌های نامنظم و سوابق درخشان در کردستان، توسط وزارت دفاع مامور به همکاری با دکتر چمران شد و به همراه چمران ستاد جنگ‌های نامنظم را در جبهه‌های جنوب تشکیل داد که مسئولیت آن توسط دکتر چمران بر عهده شهید ایرج رستمی گذاشته شد.

به دستور شهید چمران، مرکز آموزش نیرو‌های ستاد هماهنگی جنگ‌های نامنظم را تأسیس کرد و مسئولیت آن مرکز (در خزینه) و همچنین عملیات ستاد جنگ‌های نامنظم به شهید رستمی محول شد. شهید چمران و رستمی با شکل‌دهی ستاد هماهنگی جنگ‌های نامنظم و طراحی چندین عملیات در منطقه، ضربات سختی به دشمن وارد آوردند.

رشادت، از خودگذشتگی و درایت شهید رستمی از دید تیزبین دکتر چمران مخفی نماند و این امر سبب آغاز یک دوستی تا پای جان بین آن دو شد. این دو یار و همرزم دلاور در عملیات‌هایی همچون هویزه در  ۱۶ دی ۱۳۵۹ و عملیات فرمانده کل قوا خمینی روح خدا در ۲۱ خرداد ۱۳۶۰ همراه هم بودند. شهید رستمی به همراه شهید چمران از اولین نفراتی بودند که با همراهی سایر رزمندگان شجاع اسلام پا به ارتفاعات الله‌اکبر گذاشتند در حالی که دشمن در نقاطی، سرسختانه مقاومت می‌کرد آن‌ها با فداکاری و قدرت تمام تپه‌های شاهسوند را به تصرف درآوردند.

در جریان هجوم دشمن به سمت سوسنگرد، رزمندگان ستاد جنگ‌های نامنظم به همراه سایر نیرو‌های مسلح، دهلاویه را که روستایی در غرب سوسنگرد است، خط مقدم خود قرار دادند. مدافعان دهلاویه، ۱۰ روز سرسختانه در برابر دشمن مقاومت کردند تا این که در ۲۴ آبان ۱۳۵۹ دشمن با اشغال دهلاویه خود را به سوسنگرد رساند.

پس از شکستن حصر سوسنگرد در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۵۹، جاده دهلاویه و مرز چذابه در تصرف دشمن بود. برای آزادسازی روستا و جاده دهلاویه، عملیاتی ساعت ۴:۳۰ دقیقه بامداد ۲۶ خرداد سال ۶۰ با تلاش نیرو‌های ستاد جنگ‌های نامنظم به فرماندهی ایرج رستمی و همکاری نیرو‌های ارتش و سپاه از دو محور روستای دهلاویه اجرا و منجر به آزادی دهلاویه و عقب راندن دشمن تا یک کیلومتری بعد از دهلاویه شد. سرانجام در بامداد ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه و جانشین شهید چمران در جریان درگیری سخت با دشمن بعثی، بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن در منطقه دهلاویه به درجه رفیع شهادت نائل شد.

اندوه شهید چمران از شهادت همسنگرش/ فراغ و وصال به فاصله چند ساعت

متواضع و بی‌آلایش

«محمد نخستین» یکی از همرزمان شهید رستمی در خاطرات خود بیان می‌کند: «شهید رستمی فرمانده عملیات ستاد جنگ‌های نامنظم بود و در رشته عملیات‌های زیادی که انجام داد مانع پیشروی دشمن و حتی فرار آنان می‌شد. رستمی مسئول اجرایی عملیاتی بود که شهید چمران طراحی می‌کرد. یکی از صفات بارز شهید رستمی همان بسیجی بودن وی بود، ما و مابقی دوستان، شهید رستمی را تنها به خاطر احترام «جناب سرگرد» صدا می‌کردیم ولی برای وی پست، مقام و درجه هیچ اهمیتی نداشت. در دوکوهه سنگری درست کرده بودیم که اتاق شهید رستمی باشد. وی شب تا صبح برای شناسایی بیرون می‌رفت و نزدیکی‌های صبح که برای کمی اسراحت می‌آمد، اتاقش پر از نیرو‌های بسیجی بود که خوابیده بودند لذا جایی برای خواب نداشت. شهید رستمی با یک کیسه خواب همیشه دم در سنگر می‌خوابید و رزمندگان که در رفت و آمد بودند باعث مزاحمت می‌شدند لذا من همیشه گله‌مند و ناراضی بودم، اما رستمی حرفی نمی‌زد.»

شهید ایرج رستمی از نگاه شهید دکتر مصطفی چمران

یادداشتی که به خط شهید چمران برای شهید ایرج رستمی ارسال شده مبین سطح علاقمندی و انس و الفت میان این دو عبد صالح خداوند است. در این یادداشت چنین آمده است:

«بسم ا... الرحمن الرحیم

.. دوست عزیزم آقای رستمی قهرمان پرافتخار من، هر وقت که به تو فکر می‌کنم از شدت شوق قلبم می‌لرزد و اشک به چشمانم حلقه می‌زند. امیدوارم که هر چه زودتر صحت و سلامت خود را بازیابی و با هم در کوه‌ها و دشت‌ها و دره‌ها و در خطرناک‌ترین سنگر‌ها برای پاسداری از ایران و انقلاب فداکاری کنیم...»

این چنین بود که این دو یار صدیق و فداکار بعد از شروع جنگ تحمیلی نیز در کنار یکدیگر و دوشادوش هم در برابر خصم زبون زمان جنگیدند و دلاوری‌ها و رشادت‌های فراوان از خود نشان دادند که کمترین آن آزادسازی پاوه و فتح ارتفاعات الله‌اکبر، دهلاویه و... بود. سرانجام هر دو در یک روز و در فاصله‌ای کم به شهادت رسیدند.

در سحرگاه ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ شهید ایرج رستمی به شهادت رسید و به فاصله چند ساعت بعد زمانی که شهید چمران از شهادت همسنگر و فرمانده دلاورش به شدت اندوهگین بود گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد، اگر ما را هم دوست داشته باشد می‌برد» شهید چمران در همان مکانی که شهید رستمی به شهادت رسیده بود مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و در راه بیمارستان در نزدیکی اهواز به شهادت رسید و به دیدار معبودش شتافت و به دوست و همرزم فداکارش پیوست و چه زود خداوند درخواست دوستی او را لبیک گفت.

اندوه شهید چمران از شهادت همسنگرش/ فراغ و وصال به فاصله چند ساعت

شهید رستمی در کلام فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی)

رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله‌العالی) در سفر خود به خراسان شمالی در سال ۹۱ در جمع بسیجیان و مردم شهیدپرور این خطه، با ذکر خاطره‌ای پیرامون مراتب مجاهدت، ایثار و شجاعت شهید رستمی فرمودند: 

«معروف بود در دوران دفاع مقدس، می‌گفتند فلانی نوربالا می‌زند، روشن است؛ یعنی بزودی شهید خواهد شد. یعنی این نورانیت بسیجی بود. این را من خودم مشاهده کردم، نه یک بار و دو بار، یک مورد آن مربوط به همین استان (استان خراسان شمالی) شماست. بد نیست عرض بکنم. یک سرگرد ارتشی که بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است، «سرگرد رستمی» بود به میل خود، به صورت بسیجی آمده بود، در مجموعه گروه شهید چمران، آنجا فعالیت می‌کرد. بنده مکررا او را می‌دیدم؛ می‌آمد، می‌رفت. یک شبی با مرحوم چمران نشسته بودیم راجع به مسائل جبهه و کار‌هایی که فردا داشتیم، صحبت می‌کردیم؛ در باز شد، همین شهید رستمی وارد شد.

چند روزی بود من او را ندیده بودم. دیدم سرتا پایش گل آلود است؛ این پوتین‌ها گل آلود، بدنش خاک آلود، صورتش خسته، ریشش بلند؛ اما چهره را که نگاه کردم، دیدم مثل ماه این چهره می‌درخشد؛ نورانی بود. روز‌های قبل، من این حالت را در او ندیده بودم. رفته بود در یک منطقه عملیاتی، آنجا فعالیت زیادی کرده بود؛ حالا آمده بود، می‌خواست گزارش بدهد. او بعد از چندی هم به شهادت رسید. این حضور فداکارانه، ارتشی بود، اما آمده بود بسیجی وارد میدان شده بود؛ فعالیت می‌کرد، مجاهدت می‌کرد، حضور فداکارانه داشت در همان مجموعه بسیجیِ شهید چمران، بعد هم به شهادت رسید. این نورانیت را خیلی‌ها دیدند؛ ما هم دیدیم. دیگران هم بیشتر از ما دیدند و این ناشی از حضور فوق‌‎العاده است.»

فرازی از نامه شهید رستمی به همسرش

شهید رستمی در آستانه اعزام به ماموریت سردشت در نامه‌ای به همسرش چنین نوشت «خوشحالم که در این لحظات حساس و خطیر تاریخ با قلبی آکنده از نور اسلام به یاری هموطنان کردˈ می‌شتابم. سعی خواهم کرد که در لحظات حساس دستم به خون آغشته نشود و اگر مسئولیتی دارم و یا مسئولیتی دیگر به من واگذار شود طبق فرمان مولای متقیان (ع) که زینت بخش نهج البلاغه است عمل کنم و سعی خواهم کرد اموال بیت المال را در راه صحیح و به مصرفی معقول برسانم. ابتدا حق مستضعفان را ادا خواهم کرد و سپس برای رفاه عمومی مردم می‌کوشم.»

گزارش از پژوهشگر دفاع مقدس سرهنگ ستاد قاسم اکبری مقدم

وظیفه ما در قبال شهدا چیست؟

 بخش خبری رهبری انقلاب ویژه نامه شهدا

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

وظیفه ما در قبال شهدا چیست؟

حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) به تفصیل در مناسبت‌‎های گوناگون به وظایف مردم در قبال شهدا اشاره کرده و آنها را برشمرده‌اند.

 

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌مقدس، رهبر معظم انقلاب اسلامی به کرات در مناسبت‌ها و سخنرانی‌های خود به قدردانی از خانواده شهدا و وظایف مردم نسبت به شهدا اشاره کرده‌اند.

حضرت امام خامنه‌ای ضمن اهمیت دادن به بحث ایثارگری و حفظ آن در جامعه، وظایفی را برای مردم پیرامون احترام به خانواده شهدا و تجدید خاطره شهدا برشمرده‌اند. خبرگزاری دفاع مقدس در سری گزارش‌هایی به تفصیل در این خصوص پرداخته و ابعاد مختلف بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی را منتشر خواهد کرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از سخنان خود در جمع رزمندگان، پرسنل و مسئولان ستاد فرماندهی کل قوا، ستاد مشترک و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۰ فرموده‌اند: «هیچ چیز شایسته‌تر و لازم‌تر از این نیست که ما از فداکاران دوران جنگ و سربازان جان بر کف اسلام، و کسانی‌ که جان خود را در وسط معرکه‌ حق و باطل به گروگان گذاشتند، تا آبروی اسلام و آبروی این ملت و حیثیت جهاد در راه خدا را حفظ کنند، تجلیل کنیم و آن‌ها را بزرگ بداریم؛ مخصوصاً پاکبازانی که هرچه داشتند، در این میدان نثار کردند؛ یعنی شهدای عزیز ما و خانواده‌های صبورِ پُرگذشت آنان، جانبازان فداکار و بلندنظر و گرانقدر ما و خانواده‌های رنج‌کشیده‌ آنان، آزادگان عزیز ما و خانواده‌های آنان، و مفقودان و اسرای دور از میهنمان و کسان و خانواده‌های نگران آنان. تجلیل از این عزیزان، وظیفه‌ بزرگی برای ملت است.»

حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به آثار تجلیل و قدردانی از رزمندگان، ایثارگران، جانبازان و شهدا در جامعه اینگونه اشاره کرده‌اند: «شهدای گرانقدر ما، جانبازان عزیز ما، آزادگان سرافراز ما، خانواده‌های اینها، کسانی که هنوز مفقودالاثر هستند ـ بنا بر این‌ که مفقودالاثر‌هایی در داخل خاک بیگانه داشته باشیم ـ همه کسانی که در این راه‌ها استقامت کردند؛ یعنی بسیجیان، یعنی نظامیان، یعنی پاسداران، یعنی نیرو‌های مؤمن و حزب‌الّلهی کشور. قدرتِ حقیقی کشور مربوط به اینهاست. توانایىِ کشور ناشی از اینهاست. هر کشور و ملتی که چنین جوانانی داشته باشد، هیچ قدرت جهانی نمی‌تواند به او زور بگوید، او را تحت سیطره درآورد؛ اوضاع او را به دست گیرد. در واقع چنین کشور و ملتی سرافراز خواهد بود.

همه ملت ایران وظیفه دارند که از عناصر فداکار و ایثارگر، قلباً و لساناً متشکّر باشند. ما همه زیر بار منّت این ایثارگران هستیم.»

ایشان همچنین در بخشی از پیام خود به مناسبت دومین روز از هفته دفاع مقدس نوشته است: «وظیفه قدردانی از ایثارگران به ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی و تعیینی و همیشگی است.»

معظم‌له در جایی دیگر فرموده‌اند: «تکریم شهیدان، تکریم آثار و اخلاص است؛ تکریم دل‌های نورانی و جان‌های لبریز از صفا و نورانیت است.»

فیلمی از لحظه کشف پیکر همرزمان گمنام سپهبد شهید «حاج قاسم سلیمانی» در «قلاویزان»

 بخش خبری ویژه نامه شهدا بانک فیلم

فیلمی از لحظه کشف پیکر همرزمان گمنام سپهبد شهید «حاج قاسم سلیمانی» در «قلاویزان»

پیکر چهار شهید دوران دفاع مقدس متعلق به عملیات والفجر 3 در ایام شهادت حضرت زهرا (س) در ارتفاعات قلاویزان کشف شد.

با پیدا شدن پیکر یکی از شهدا تیم تفحص در منطقه مستقر شد که نهایتا پیکر سه شهید دیگر نیز کشف شد.

این شهدا از نیروهای لشکر 41 ثارالله و از همرزمان سپهبد شهید «حاج قاسم سلیمانی» بودند که هنگام حفر کانال در یادمان شهدای قلاویزان پیکرشان تفحص شد.

فیلمی از زمان کشف پیکر شهدا منتشر شده است که در ادامه می بینید.

منبع خبر:دفاع پرس

نامه دختر طهرانی‌مقدم به «زینب سلیمانی»/ پدرم دوست داشت سرباز ژنرال قاسم باشد

 بخش خبری ویژه نامه شهدا

نامه دختر طهرانی‌مقدم به «زینب سلیمانی»/ پدرم دوست داشت سرباز ژنرال قاسم باشد

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، فرزند شهید طهرانی با انتشار نامه‌ای که در اختیار خبرگزاری فارس گذاشت چند جمله خطاب به زینب دختر شهید قاسم سلیمانی نوشت و با او ابراز همدردی کرد.

متن نامه را در ادامه بخوانید.

«بسمه تعالی

سلام خواهرم، می‌دانم در چه حالی هستی، روز‌های طولانی و به ظاهر سختی که حتی نفس کشیدن را برایت مشکل می‌کند. آنقدر که دوست داری مکانی خلوت پیدا کنی تا بتوانی با جای خالی پدرت کنار بیایی و به آن فکر کنی. یادم می‌آید وقتی در چنین شرایطی بودم، یکی از علما که خود فرزند شهید بود به من گفت سال‌های بعد که به این روز‌ها نگاه کنی متوجه می‌شوی که نزدیک‌ترین روز‌ها را به خدا داشته‌ای. ما هر دو زینبیم، هر دو همسایه قدیمی و هر دو عاشق پدرهایمان.

گاهی می‌شد همدیگر را در مدرسه و یا مسجد ببینیم و هر دو می‌دیدیم گاهی شب‌ها پدرانمان ساعت‌ها در شهرک در حال قدم زدن و صحبت کردن هستند، اما نمی‌دانستیم سال‌های بعد از این، این حرف‌ها چه تأثیرات شگرفی بر جهان خواهد داشت، ولی امروز برای دوست و دشمن روشن است، قدرت معنوی فرزندان روح‌الله و الان هم پدرانمان در کنار حاج احمد کاظمی باز سه نفره به هم رسیدند و همچنان تلاش‌شان برای اعتلای اسلام و نابودی کفر ادامه دارد. خواهرم به خوبی یاد هست آن ساعتی را که خبر آسمانی شدن پدرم را شنیدم و مبهوت بودم و تو چگونه خواهرانه کنارم همچون آشنای چندین ساله بودی و حتماً این را هم از پدر بزرگوارت آموخته بودی.

دوست داشتم الان من هم در کنار تو و خانواده عزیزت بودم، ولی برای ادامه راه پدرانمان مدتی از تهران دور هستم. اما نمی‌دانی در دلم چه آشوبی است و شبانه‌روز را چگونه به سر می‌برم و شاید هیچ‌کس مانند دختران شهدا نتوانند همدیگر را تسلا دهند، آن هم برای ما که فقط یک پدر را از دست نداده‌ایم، بلکه در یک لحظه شاید ظاهراً همه چیزمان را از دست دادیم. اما این را بدان که از الان، دیگر او همیشه کنار توست. من اگر با پدرم کاری داشتم، در زمان حیات ظاهری‌اش باید ساعت‌ها و یا روز‌ها منتظر می‌ماندم و چندین واسطه را می‌گذراندم تا می‌توانستم مدتی با او صحبت کنم، ولی الان کافی است وضو بگیرم و روبه‌روی عکسش بنشینم و باز همان چشم‌ها و لبخند همیشگی‌اش منتظر هستند. مطمئنم که روزی باز آن‌ها را می‌بینیم و از خداوند می‌خواهم در آن دنیا هم مانند این دنیا لیاقت حضور در کنار آنان با ما روزی نماید.

زینب عزیزم! یادم هست بابا همیشه از پدرت به بزرگی یاد می‌کرد و می‌گفت اگر روزی نگذارند کارم را در موشکی ادامه دهم، حتماً خدمت حاج قاسم می‌روم و سرباز ژنرال قاسم می‌شوم و امروز که قدرت موشکی و منطقه‌ای ایران الحمدلله به برکت خون‌های پاک شهدای عزیزمان و اقتدار رهبر فرزانه‌مان مثل خورشید عیان شده، این طلیعه‌ای برای انتقامی سخت و فتح جهانی اسلام خواهد بود. پس، از این پس به صبر زینبی‌ات ادامه ده تا ان‌شاءالله با حضور حضرت منجی (عج) پدرمانمان را بار دیگر در نبرد نهایی حق علیه باطل ملاقات کنیم.

خواهر داغدارت زینب تهرانی‌مقدم ۱۵ دی ۹۸»

در این هوا هوس نمی‌گنجد

 رهبری انقلاب ویژه نامه شهدا

در این هوا هوس نمی‌گنجد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «همانند شهید بابایی دل‌ها را به هم نزدیک کنید؛ درون را پاک کنید؛ عمل را خالص کنید؛ برای خدا کار کنید؛ آن وقت خدای متعال برکت خواهد داد. عباس بابایی یک انسان واقعاٌ مؤمن و پرهیزگار و صادق بود.» ۱۳۸۳/۱۰/۲۳
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت ۱۵ مرداد سالروز شهادت شهید عباس بابائی، لوح «در این هوا هوس نمی‌گنجد» را منتشر میکند.

قهرمان ارتش اسلام

 ویژه نامه شهدا

قهرمان ارتش اسلام

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰: «در هفته گذشته ما دو عنصر عزیز، دو قهرمان دو سرباز اسلام را از دست دادیم، دو جوانی که در راه خدا مدت‌های مدید با قاطعیت و با ایمان کامل جنگیده بودند. یکی سروان شیرودی افسر هوانیروز و یکی دیگر سرگرد ادبیان. این دو نظامی مسلمان برای ما خیلی حرفها دارند. وجود این گونه عناصر در ارتش خیلی معنا دارد. مـردم نمیدانند کـه عنـاصر مؤمن و مکتبی در ارتش چه میکنند و چگونه عناصری هستند. این دو قهرمان در راه خدا جنگیدند و شهید شدند.» ۱۳۶۰/۰۲/۱۱
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت تفحص پیکر مطهر شهید حسین ادبیان پس از ۳۸ سال در ارتفاعات بازی‌دراز توسط کمیته‌ی جستجوی مفقودین و برگزاری مراسم تشییع این شهید عزیز در شهر کرمانشاه لوح «قهرمان ارتش اسلام» را منتشر میکند.

روایتی از سرنوشت خواهران اسیر در اردوگاه‌های بعثی

 سبک زندگی ویژه نامه شهدا

روایتی از سرنوشت خواهران اسیر در اردوگاه‌های بعثی ۰ نظر

روایتی از سرنوشت خواهران اسیر در اردوگاه‌های بعثی

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس: اوایل پاییز سال ۱۳۵۹ چهار دختر ایرانی در خرمشهر به اسارت نیرو‌های عراق در آمدند، اما از بین این چهار نفر، دکتر فاطمه ناهیدی تنها زنی بود که نیرو‌های عراقی او را در خط مقدم به اسارت درآوردند و سه دختر دیگر نیز در خرمشهر اسیر شدند. فاطمه ناهیدی در ۲۰ مهر ۵۹ در یکی از خطوط مقدم خرمشهر نزدیک شلمچه در حین انتقال مجروحان و شهدا به همراه یک تیم پزشکی به دست نیرو‌های بعثی اسیر می‌شود. یک هفته بعد از وی، معصومه آباد و شمسی بهرامی اسیر شده‌اند. این ۲ نفر نیز برای انتقال کودکان شیرخوارگاه آبادان به شیراز رفته بودند که در بازگشت به خرمشهر در جاده ماهشهر – آبادان به اسارت درآمدند. به فاصله یک هفته بعد از آن‌ها نیز، حلیمه آزموده که برای دیدن خانواده‌اش به شیراز رفته بود و محل کارش در زایشگاه خرمشهر بود، در همان جاده ماهشهر – آبادان به اسارت درآمد.


بعد از اسارت این چهار خواهر آزاده، خدیجه میرشکار نیز همراه همسرش در جاده خرمشهر – سوسنگرد اسیر شد. همسر وی در درگیری مجروح و سپس به شهادت می‌رسد، اما خدیجه میرشکار به عراق منتقل و حدود ۱۳ ماه در اردوگاه موصل اسیر می‌شود.

سرنوشت نخستین زنی که در خط مقدم اسیر شد

ابتدای اسارت، آن‌ها را به اردوگاهی نظامی نزدیک شهر بصره و تنومه بردند. پس از آن بازجویی‌ها آغاز شد. وضعیت ناهیدی به دلیل اینکه در خط مقدم به اسارت درآمده با دیگر اسرا متفاوت بود. با او به عنوان یک نیروی تهاجمی برخورد شد. ناهیدی روایت کرده است «از صبح تا شب در خط دوم در حال بازجویی بودم. در واقع خطوط مقدم سرنوشت هر کسی مشخص می‌شد. اگر اعدامی بود، همان جا اعدامش می‌کردند و اگر نه به پشت جبهه منتقل می‌شد. ابتدا برای من حکم اعدام زدند، ولی یکی از پزشکان آن‌ها که اتفاقی مرا دید، با من صحبت کرد و به آن‌ها گفت: «او دکتر است». به همین دلیل اعدام نشدم.»

دیگر خواهران آزاده را به عقب و به زندان الرشید که زندان امنیتی بعثی‌ها بوده، منتقل کردند، زیرا آن‌ها را زندانیان سیاسی تلقی شده بودند. این زندان، پنج طبقه زیرزمین داشت. هر طبقه پایین‌تر، شکنجه‌هایش دردناک‌تر بود. اسرا روزانه هفت تا هشت بار توسط افراد مختلف بازجویی می‌شدند. ۲ سال این منوال ادامه داشت.

اسارت این خواهران، با اعمال یکسری رفتار وحشیانه نیرو‌های عراقی با زنان و کودکان در شهر سوسنگرد مصادف شد که منجر به شهادت چند نفر از آنان شد. شهید رجایی به دلیل بروز این فاجعه سر و صدای زیادی در سازمان ملل به راه انداخت و رژیم بعث را عنوان یک رژیم وحشی معرفی کرد. به همین خاطر، رژیم بعث برای اینکه اثبات کند این حرف‌ها دروغ است، این خواهران را کاملا محفوظ نگه داشت. یعنی زمانی که آن‌ها در زندان الرشید بودند، هیچ سربازی اجازه نداشت در سلول را بدون اجازه باز کند.

صلیب سرخ تا ۲ سال از حضور این خواهران آزاده در زندان‌های عراق اطلاعی نداشت. خواهران اسیر با هدف اینکه نام‌شان در صلیب سرخ ثبت شود، ۱۹ روز اعتصاب غذا کردند. در این مدت سخت‌ترین شکنجه‌ها اعم از قطع هوا برای کاهش اکسیژن یا قطع آب را تحمل کردند. زمانی که حالشان وخیم شد، بعثی‌ها با خواسته‌شان که ثبت نام‌شان در صلیب سرخ و ارسال نامه به خانواده‌هایشان موافقت کردند. از این پس اسرای خانم به وزارت دفاع عراق تحویل داده شدند. اسرا به اردوگاه منتقل شدند و به جهت ضعف تا یک ماه در بیمارستان بستری شدند. صلیب سرخ یک قرآن در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. اسرا با خواندن قرآن، دردهایشان کم می‌شود.

خواهران آزاده بر این باور بودند که اگر توانسته‌اند مقابل بعثی‌هایی قسی القلب مقاومت کنند، عنایت الهی بوده است. دوران اسارت خواهران آزاده در ۲۲ بهمن ۱۳۶۲ به پایان رسید. رژیم بعث آن‌ها را به همراه ۱۹۰ رزمنده دیگر تحویل مسئولان ایرانی در آنکارا داد و از آنجا نیز به ایران منتقل شدند.

فاطمه ناهیدی، چند ماه بعد از آزادی ازدواج کرد و به همراه همسرش در اواخر دی سال ۶۳ به اهواز رفت. همسر وی در ستاد پشتیبانی جهاد سازندگی و خودش نیز در بیمارستان بقایی فعالیت داشتند.

می‌خواهند یاد شهدا احیا نشود، نگذارید...

 رهبری انقلاب سبک زندگی ویژه نامه شهدا

می‌خواهند یاد شهدا احیا نشود، نگذارید...

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «دشمنان میخواهند  یاد شهدا احیا نشود برای اینکه جاده شهادت کور بشود. تجربه کرده‌اند که وقتی نام شهدا با عظمت برده میشود، جوان امروز که نه دوره جنگ را دیده و نه دوره امام را وقتی میفهمد که یکجایی در آنطرف منطقه دارند با دشمنان میجنگند، پا میشود میرود حلب، بوکمال، زینبیه، بنا میکند جنگیدن و به شهادت هم میرسد.» ۱۳۹۷/۱۲/۰۶ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، لوح «می‌خواهند یاد شهدا احیا نشود، نگذارید...» را منتشر می‌کند.