يكشنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۸، ۰۵:۵۸ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه فرهنگی،مذهبی شهدای نیاک

سایت شهدای نیاک مرجع نرم افزارهای مذهبی ومقالات،بیانات رهبری،زندگینامه شهدا،کتاب های مذهبی،صوت وتصویر،جشنواره های شهدای نیاک،مداحی مناسبت های مذهبی،بانک صوت وتصویر،آرشیوفیلم های مذهبی،کلیپ های مذهبی،سخنرانی علما،خبرهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی مذهبی،نظامی،کتابخانه،نرم افزارهای قرآنی،امام خمینی ره،ویژه نامه مذهبی،کودک ونوجوان،محرم،ماه مبارک رمضان،عاشورا و تاسوعا حسینی،امربه معروف ونهی از منکر،حجاب عفاف،سبک زندگی اسلامی

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

سامانه کمک های مردمی

مداحان وشعرا

شخصیت های سیاسی ونظامی

شبکه های اجتماعی

دیدار رئیس جمهور سوریه با رهبر انقلاب/مراقب توظئه های جدیدآمریکا باشید.

 بخش خبری رهبری انقلاب

دیدار رئیس جمهور سوریه با رهبر انقلاب/مراقب توظئه های جدیدآمریکا باشید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار آقای بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه، رمز پیروزی سوریه و به شکست کشاندن آمریکا و مزدوران منطقه‌ای آن را استقامت رئیس‌جمهور و مردم سوریه و پافشاری آنان بر مقاومت خواندند و با تأکید بر لزوم مراقبت در مقابل توطئه‌های آینده خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران، کمک به دولت و ملت سوریه را کمک به حرکت و جریان مقاومت می‌داند و از صمیم قلب به آن افتخار می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایستادگی صادقانه جمهوری اسلامی ایران در کنار ملت و دولت سوریه از همان ابتدای بحران، افزودند: سوریه با استقامت و همراهی مردم آن توانست در مقابل یک ائتلاف بزرگ از آمریکا، اروپا و متحدان آنها در منطقه ایستادگی کند و با پیروزی از این حادثه خارج شود.

رهبر انقلاب اسلامی، پیروزی جریان مقاومت در سوریه را موجب عصبانیت آمریکایی‌ها و تلاش آنان برای طراحی توطئه‌های جدید دانستند و با اشاره به نمونه‌ای در این زمینه گفتند: مسئله منطقه حائل که آمریکایی‌ها در سوریه به دنبال ایجاد آن هستند، از جمله‌ی این توطئه‌های خطرناک است که باید با قاطعیت آن را رد کرد و در مقابل آن ایستاد.

ایشان، برنامه آمریکایی‌ها برای حضور مؤثر در مرز عراق و سوریه را نمونه‌ای دیگر از طراحی‌های آنها برشمردند و تأکید کردند: ایران و سوریه عمق راهبردی یکدیگر هستند و هویت و قدرت جریان مقاومت وابسته به این ارتباط مستمر و راهبردی است، بر این اساس دشمنان نخواهند توانست نقشه‌های خود را عملیاتی کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به یک خطای محاسباتی دشمنان در قضیه سوریه نیز اشاره و خاطرنشان کردند: اشتباه دشمنان این بود که سوریه را با برخی کشورهای عربی اشتباه گرفتند، در حالی‌که در آن کشورها حرکت مردم در جهت مقاومت و در واقع، قیام علیه آمریکا و دست‌نشاندگان آن بود.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین ارتباطات مذهبی و رفت‌وآمد علمای مذهبی ایران و سوریه را نیازمند تقویت و گسترش خواندند و با تأکید بر لزوم حفظ روحیه ایستادگی و افزایش قدرت دولت و ملت سوریه، خطاب به رئیس‌جمهور این کشور گفتند: جنابعالی با ایستادگی که از خود نشان دادید به قهرمان جهان عرب تبدیل شدید و مقاومت در منطقه به‌وسیله شما قدرت و آبروی بیشتری یافت.

ایشان خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته در کنار ملت سوریه خواهد بود، زیرا این کار را کمک به جریان و حرکت مقاومت می‌داند و با اعتقادی از صمیم قلب، به حمایت از مقاومت افتخار می‌کند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین برای توفیق ملت سوریه و سلامتی آقای اسد و خانواده ایشان دعا کردند.

در این دیدار، آقای بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه با تجلیل از حمایت‌های بی‌دریغ جمهوری اسلامی ایران از کشورش، گفت: جنگ سوریه مشابه جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران بود. جمهوری اسلامی در این حادثه فداکارانه در کنار ما بود و لازم است موفقیت کنونی را به جنابعالی و همه ایرانیان تبریک بگویم و از آنان قدردانی کنم.

رئیس‌جمهور سوریه با اشاره به برخی تحلیلها که کار سوریه را تمام‌شده می‌دانستند، افزود: ایران و سوریه ملت‌هایی دارای هویت و عقیده هستند و دستاوردهای امروز اگرچه با زحمت و زیان به‌دست آمده، اما یقیناً نتیجه ایستادگی در کنار جریان مقاومت است.

آقای اسد با یادآوری خسارتهای سنگینی که برخی کشورها به‌دنبال تسلیم شدن در مقابل آمریکا دیده‌اند، گفت: بسیاری از کشورها مقهور آمریکا بودند و تصور می‌کردند این آمریکا است که سرنوشت و آینده جهان را تعیین می‌کند اما در اثر ایستادگی ملتهای مقاوم، این تصور غلط در حال فروپاشی است.

رئیس‌جمهور سوریه با اشاره به نمونه‌هایی از تلاشهای تفرقه‌افکنانه آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن در میان اقوام و مذاهب سوریه، افزود: این تلاشها نتیجه عکس داده است و امروز در سوریه، کُردها و عشایر روابط خوبی با دولت دارند و حتی برخی گروهها که سابقه درگیری و اختلاف با دولت داشتند، امروز بر خلاف نظر آمریکا و عربستان سعودی با دولت همراه شده‌اند.

آقای اسد، تقویت ارتباطات مذهبی همچون ارتباطات علمای سوریه با علمای ایران را فرصتی مهم برای مقابله جریانهای تکفیری برشمرد و گفت: ایران و سوریه باید روابط اقتصادی خود را دائماً گسترش دهند چرا که افزایش ارتباطات، عامل مهمی در خنثی کردن توطئه‌های دشمنان دو ملت خواهد بود.

زندگینامه مرحوم آیت الله مومن؛ عضو مجلس خبرگان رهبری و فقهای شورای نگهبان

 بخش خبری

زندگینامه مرحوم آیت الله مومن؛ عضو مجلس خبرگان رهبری و فقهای شورای نگهبان

محمد دانش‌زاده قمی مشهور به محمد مؤمن، روحانی و فقیه ایرانی در  سال ۱۳۱۶ در قم به دنیا آمد.  او از مجتهدین معاصری بود که از اواسط دوره اول شورای نگهبان  از سال ۱۳۶۲ با حکم بنیانگذار کبیر انقلاب سید روح‌الله موسوی خمینی به عضویت فقهای شورای نگهبان منصوب شد و  تا پایان حیات خود در این شورا عضویت داشت و آخرین بار در ۲۵ تیر ۱۳۹۲ بود با حکم رهبر معظم انقلاب در سمت خود به عنوان فقیه شورای نگهبان ابقاء شد. در این نوشتار قصد داریم زندگی او به صورت کوتاه  بررسی کرده و سوابق علمی و مبارزاتی او را با یکدیگر مرور کنیم.


 آیت‌الله محمد مومن، در روز پنج شنبه، دهم ذی‌القعده سال ۱۳۵۶ هجری قمری برابر با ۲۳ دی ۱۳۱۶ هجری شمسی در خانواده‌ای مذهبی و علاقه‌مند به خاندان مکرم پیامبر اسلام (ص) در شهر قم چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم حاج عباس مؤمن که فردی سرشناس و مورد اعتمادمردم بود، با پیشه کشاورزی روزگار می‌گذراند و نزدیک به صد سال زیست و سرانجام در سال ۱۳۷۷ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت. مادر او نیز زنی پاکدامن و وارسته بود که چهار سال پیش از پدرش یعنی در سال ۱۳۷۳ در گذشته بود. پدر و مادر ایشان نیز متولد قم بودند و تا آنجا که خود از آن اطلاع داشت، خاندانش حدود ۲۰۰ سال بود در قم سکونت داشتند. کودکی آیت‌الله مومن با تنگی معیشت خانواده همراه بوده، به گونه‌ای که ایشان را برای آینده‌ای پر از جهاد و مبارزه آماده ساخت.

تحصیلات خود را در هفت سالگی آغاز کرد و در مکتب خانه‌ای واقع در محله «باغ پنبه» قم، به فراگیری قرآن مشغول شد، پس از آن به مکتب دیگری رفته در آنجا کتاب نصاب الصبیان و برخی از کتب دیگر را آموخت. پس از مدتی با سفارش برخی به پدر ایشان و موافقت پدر، تحصیلات خود را در مدارس اسلامی و ملی آن زمان، به تحصیل علوم دبستانی اشتغال پیدا کرد و در مدت دو سال تا کلاس ششم ابتدائی تحصیل کرد،بعد از آن سال اول دبیرستان را خواند، به دلیل کم بودن سن قانونی نتوانست در آزمون پایان سال شرکت کند.

در سال ۱۳۳۲ به تحصیل علوم دینی روی آورد و طی دو سال، ادبیات عرب، بخش بسیاری از «مطوّل» و همه «معالم الاصول» را فرا گرفت و هم زمان، به دلیل تنگی معیشت خانواده، به آموزگاری نیز می‌پرداخت. پس از آن، با توسل به حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) و امام عصر (عج) توانست رضایت پدر خود را جلب نماید و صرفاً به تحصیل علوم دینی بپردازد. «شرح لمعه» و «قوانین الاصول» را در طی یک سال فرا گرفت و «مکاسب» و «رسائل» شیخ انصاری را پس از دو سال به اتمام رساند و در ششمین سال تحصیل، جلد اول «کفایه» را آموخت و در درس خارج اصول و فقه شرکت جُست. هم زمان با تحصیلات فقهی و اصولی، به تحصیل حکمت الهی و فلسفه نیز می‌پرداخت و «شرح منظومه» سبزواری و «الهیات شفا» و بخش عمده «اسفار» را فرا می‌گرفت.

در اواخر سال ۱۳۴۲ برای تحصیل عازم نجف اشرف شد و به مدت شش ماه از محضر استادان حوزه علمیه بهره‌های فراوان برد و سپس به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۵۳ به تحصیل خود ادامه داد.



حضرت آیت‌الله مؤمن در دوران تحصیل خود از محضر استادان برجسته‌ای بهره برده است؛ از جمله «شرح منطق» حاجی سبزواری را نزد «حاج شیخ محمد واعظ زاده» و «مکاسب» شیخ انصاری را نزد آیت الله مشکینی و آیت الله شاه آبادی و شیخ ابوالفضل خوانساری و دیگر اساتید آن زمان فرا گرفت همچنین «رسائل» شیخ انصاری را نزد «آیت الله حاج شیخ محمد شاه آبادی» و جلد اول «کفایه الاصول» را نزد مرحوم «آیت الله سلطانی» و مقداری از جلد دوم آن رانزد مرحوم «آیت الله حاج میرزا محمد مجاهدی تبریزی» فرا گرفت.

وی در درس اصول حضرت امام خمینی (ره) شرکت کرد و چند ماهی نیز در درس فقه آیت الله بروجردی حاضر شد و سپس به درس خارج فقه امام(ره) که در باره «مکاسب محرمه و بیع» بود، رفت و پایه‌های استنباط فقهی خود را نزد آن بزرگوار مستحکم کرد. پس از تبعید امام (ره) در سال ۱۳۴۲، به درس فقه و اصول «آیت‌الله محقق داماد» رفت و پس از آن مرحوم، از درس خارج فقه «آیت‌الله حاج آقا مرتضی حائری» بهره برد.

استاد او در «فلسفه» و «شرح منظومه» سبزواری، مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی (ره) بود و بعد از آن برای تحصیل الهیات «شفا» و «اسفار» به درس «علامه سید محمد حسین طباطبایی» (ره) رفت و سال‌ها به حضور در درس تفسیر ایشان نیز توفیق یافت. ایشان عمده استادان خود را در حوزه، مرحوم امام، مرحوم محقق داماد و مرحوم شیخ مرتضی حائری می‌داند و درباره آن‌ها می‌گوید: «این سه بزرگوار، صرف باز گو کردن در نظرشان نبود؛ بلکه تحقیقی بحث می‌کردند؛ مخصوصاً امام که وقتی مسأله‌ای را می‌خواست طرح بکند، مانند این بود که اصلاً خودش می‌خواهد این مسأله را عنوان کند. با کمال دقت مطرح می‌کردند و حرفهای علمای دیگر را مطرح می‌کردند و نقض و ابرام می‌کردند و طلبه را اجتهادی بار می‌آوردند».




از هم مباحثه‌ای‌های آیت‌الله مومن، می‌توان از «آیت الله حاج میرزا ابوالحسن مصلحی اراکی» (فرزند آیت‌الله اراکی)، «آیت‌الله طاهری خرم آبادی»، «آیت‌الله حاج سید محمد حسینی کاشانی»، «مرحوم ربانی املشی»، «شهید حیدری نهاوندی» و «استاد حاج شیخ حسن تهرانی» نام برد. همچنین شاگردان بسیاری از محضر ایشان، کسب فیض نموده‌اند که در بین آنها، می‌توان از  «حسن روحانی»، دبیر شورای امنیت ملی، «حجت‌الاسلام والمسلمین فیاضی»، «حجت‌الاسلام والمسلمین ناظم زاده»، «حجت‌الاسلام والمسلمین برهانی» و «حجت‌الاسلام والمسلمین اختری»، سفیر ایران در سوریه نام برد. اینان برخی از شاگردان وی بوده که در مباحث سطح عالی از تدریس وی بهره بردند. همچنین در درس خارج اصول و فقه ایشان، فضلای متعددی شرکت کرده‌اند که عده‌ای از آن‌ها هم اکنون به تدریس خارج فقه و اصول و سطوح عالی حوزه اشتغال دارند.

زندگی آیت‌الله محمد مؤمن با تلاشهای علمی و فرهنگی فراوانی همراه است. ایشان در طی سالهای متمادی به تربیت طلاب جوان همت گماشته است و در این میان، شاگردان ممتازی را به جامعه علمی و سیاسی کشور تقدیم داشته است. ایشان پس از فراگیری یک دوره کامل اصول، به تدریس چند دوره «رسائل» شیخ انصاری، مقداری از «مکاسب» و «شرح تجرید الاعتقاد»، «بدایة‌الحکمه» و «نهایة‌الحکمه» و بخشی از «اسفار و عرشیه» نائل آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی و کم شدن حجم مسؤولیتها، در سال ۱۳۶۲ به تدریس درس خارج اصول پرداخت که هم اکنون به تدریس دورة سوم آن اشتغال دارد. تدریس بحث معاملات «تحریرالوسیله» حضرت امام خمینی (ره)، کتاب قضا و شهادات و عمده حدود و مسائل مستحدثه در قالب درس خارج فقه از دیگر برنامه‌های درسی ایشان برای پرورش طلاب جوان و طالب اجتهاد بوده است ایشان هم اینک به تدریس مبحث حکومت اسلامی نیز مشغول است.

از آیت الله مؤمن، آثار فراوانی در مطبوعات به چاپ رسیده است. همچنین ایشان در زمینه علوم اسلامی کتب شایان توجهی به جامعه علمی کشور تقدیم  کرده است که به برخی از آن‌ها می‌توان به  تقریرات درسهای اصول، مکاسب محرمه و بیع حضرت امام خمینی (ره) با حواشی معظم له بر آن، تقریرات درس مرحوم آیت الله محقق داماد در مبحث صوم و صلات، یک دورة کامل اصول فقه استدلالی با نام «تسدید الاصول»، ده رساله فقهی در موضوعات و مسائل مستحدثه با نام «کلمات سدیده»، ولایت امام و پیامبر (ص) بر امر قانونگذاری کلی، ولایت امام و پیامبر (ص) بر جامعه اسلامی و حاشیه بر اسفار و شواهد الربوبیّه اشاره کرد.

از دیگر فعالیتهای علمی و فرهنگی ایشان می‌توان از تدوین و تنظیم آیین نامه‌های داخلی شورای مدیریت حوزه علمیه قم یاد کرد که در دوره تصدی ایشان انجام گرفت و هم اکنون با همت مسئولان آن مرکز سیر تکاملی خویش را می‌پیماید.

دفتر زندگانی آیت الله محمد مومن، پیش و پس از انقلاب، سرشار از مبارزه و هدایتهای سیاسی است. در حدود سال ۱۳۴۳ در مجلس آن روز، لایحه کاپیتولاسیون مطرح شد. به دنبال این قضیه، امام خمینی (ره) در نطق‌های آتشین خود، ضمن محکوم کردن این مسأله، همه مسلمانان و علمای اسلام را به مبارزه با آن دعوت کردند.

رژیم شاه که از افشاگریهای امام خمینی (ره) می‌هراسید ایشان را دستگیر و پس از دو ماه آن بزرگوار را در منزلی در قیطریه تهران محصور و ممنوع الملاقات می‌کند در اواخر سال ۱۳۴۲ به قصد زیارت عتبات عالیات و حضور در درس خارج علماء نجف اشرف به عراق مشرف شد و نزدیک ۶ ماه این سفر به طول انجامید پس از آن در مرداد ماه ۱۳۴۳ به ایران مراجعت می‌کردند.

به دنبال دستگیری مجدد حضرت امام (ره) و تبعید به ترکیه، آیت الله مؤمن به عنوان سفر زیارتی قصد تشرف به نجف اشرف داشت را که مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری از ایشان خواست تا پیامی را به «آیت الله سید محسن حکیم» ابلاغ نماید. قرار بود آیت الله مؤمن این پیام را از طریق امام موسی صدر (ره) یا حاج شیخ نصرالله خلخالی (ره) به سمع آیت‌الله حکیم برساند. پیام این بود که هم اکنون، حاج آقا روح‌الله (حضرت امام خمینی) در صف مراجع تقلیدند و دستگیری و تبعید ایشان، در واقع، توهین به مرجعیت شیعه خواهد بود. از این رو، لازم است آیت‌الله سید محسن حکیم، نسبت به این مسأله واکنش نشان داده، خواستار بازگشت ایشان و رفع تبعید معظم له شوند.

از فعالیتهای دیگر که در کارنامه مبارزاتی آیت الله مؤمن می‌درخشد، رساندن مفاد نامه تعدادی از اعضای جامعة مدرسین حوزه علمیه قم، مبنی بر اعلام مرجعیت امام خمینی (ره) به دست امام خمینی (ره) بود. مفاد این نامه را آیت‌الله مومن، در نجف اشرف به محضر امام (ره) تقدیم کرد. امام خمینی (ره) که همیشه از قبول مرجعیت و عناوینی این گونه سرباز می‌زد، ابتدا بدان اعتراض می‌کند. آیت‌الله مومن با بیان وضعیت حساس آن دوره، جنبه‌های سیاسی و مبارزاتی این تصمیم را خدمت امام (ره) عرض می‌نماید و به ایشان عرض می‌کند علت تصمیم اعضاء جامعه مدرسین مبنی بر اعلام مرجعیت این است که آن‌ها تنها حضرتعالی را برای مقابله با رژیم فاسد شاه صالح می‌دانند از این رو وظیفه خود دانستند تا حضرتعالی را به عنوان مرجع تقلید معرفی کنند. بدین گونه امام (ره) در برابر این اعلام مرجعیت، سکوت می‌فرماید.




حضور ایشان در جلسات جامعه مدرسین، در پیش از انقلاب، و پی‌گیری مصوبات و بیانیه‌های آن از فعالیتهای درخشان ایشان است که سرانجام به دستگیری و تبعید ایشان در سال ۱۳۵۳ منجر شد. ایشان به سه سال اقامت اجباری در شهداد کرمان محکوم شد که پس از گذراندن هفت یا هشت ماه اقامت در شهداد بقیه مدت را در تویسرکان به تبعید گذراند، اما تبعید ایشان باعث نشد که افشاگری‌ها و مبارزات سیاسی ایشان پایان یابد؛ بلکه در آنجا نیز با بیان احکام اسلامی و در لابلای آن، مسائل مهم انقلاب، ماهیت رژیم شاه را بر مردم آشکار می‌کردند و آن‌ها را به تقلید و پیروی از مرجعیت شیعه، به ویژه امام خمینی (ره)، که در آن زمان پرچمدار مبارزه بود، دعوت می‌کردند.

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، فعالیتهای آیت الله مؤمن در قالب مسؤولیتهای اجرایی و روشنگریهای درسی و اخلاقی ادامه یافت.

از جمله مهم‌ترین مسئولیتهای ایشان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی شامل مسؤولیت انتخاب و اعزام قضات شرع دادگاههای انقلاب در سراسر کشور به دستور حضرت امام خمینی (ره)،  ریاست دادگاه عالی انقلاب اسلامی،  عضویت شورای عالی قضایی، عضویت در شورای نگهبان با حکم امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۲ و ابقاء در آن مسؤولیت با حکم مقام معظم رهبری، مدیریت حوزه علمیه قم و عضویت در شورای عالی سیاستگذاری حوزه علمیه قم از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ و نیز عضویت در دوره چهارم شورای عالی حوزه علمیه قم، نمایندگی در دوره اول و دوم مجلس خبرگان رهبری از طرف مردم سمنان و در دوره سوم به نمایندگی از مردم قم و ریاست مجمع فقه اهل بیت (ع) نام برد.

آیت‌الله مؤمن که در اواخر عمر خود  به تدریس در حوزه علمیه قم اشتغال داشت و در مکتب اجتهاد و فقاهت، شاگردان مفیدی را به عالم اسلام تقدیم کرد.

مستند «روایت رهبری»قسمت سوم

 بخش خبری رهبری انقلاب بانک صوت وتصویر

مستند «روایت رهبری»قسمت سوم ۰ نظر

مستند «روایت رهبری»قسمت سوم

مستند «روایت رهبری»، روایتی از وقایع مربوط به انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران است. این مستند در سه قسمت تهیه و تولید شده است و از اول اسفندماه از شبکه‌های «اول» و «مستند» سیما پخش خواهد شد.

روزها و ساعات پخش این مستند به شرح ذیل است:
* شبکه اول سیما :یکم تا سوم اسفندماه، ساعت ۱۹:۳۰
* شبکه مستند سیما: یکم تا سوم اسفندماه، ساعت ۲۲، تکرار روز بعد ساعت ۱۵

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 621.4 MB

کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم306.3 MB

کیفیت پایین و فرمت Flv و با حجم 220.6 MB

مستند «روایت رهبری»قسمت دوم

 بخش خبری رهبری انقلاب بانک صوت وتصویر

مستند «روایت رهبری»قسمت دوم ۰ نظر

مستند «روایت رهبری»قسمت دوم

مستند «روایت رهبری»، روایتی از وقایع مربوط به انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران است. این مستند در سه قسمت تهیه و تولید شده است و از اول اسفندماه از شبکه‌های «اول» و «مستند» سیما پخش خواهد شد.

روزها و ساعات پخش این مستند به شرح ذیل است:
* شبکه اول سیما :یکم تا سوم اسفندماه، ساعت ۱۹:۳۰
* شبکه مستند سیما: یکم تا سوم اسفندماه، ساعت ۲۲، تکرار روز بعد ساعت ۱۵

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 526.4 MB

کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم249.8 MB

کیفیت پایین و فرمت Flv و با حجم 180.8 MB

مستند «روایت رهبری»قسمت اول

 بخش خبری رهبری انقلاب بانک صوت وتصویر

مستند «روایت رهبری»قسمت اول ۰ نظر

مستند «روایت رهبری»قسمت اول

مستند «روایت رهبری»، روایتی از وقایع مربوط به انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران است. این مستند در سه قسمت تهیه و تولید شده است و از اول اسفندماه از شبکه‌های «اول» و «مستند» سیما پخش خواهد شد.

فیلم مربوط به دیگران: قسمت اول | مستند روایت رهبری

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید : 

کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 420.5 MB

کیفیت پایین و فرمت Flv و با حجم 144.6 MB

حماسه اشک

 مناسبت های مدهبی شهادت اهل بیت ع

حماسه اشک

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«درباره‌ی مصیبت حضرت اباالفضل (علیه الصّلاة و السّلام) به نظرم میرسید که یکی از بخشهای مهم و جذابی که میتواند این مصیبت را بیان کند، همان زبان حال مادر حضرت اباالفضل است؛ همان «لا تدعونّی ویک امّ البنین» این یک عرصه است: مادری است؛ صورت قبر چهار جوانش را که در کربلا شهید شدند، در بقیع میکشد و نوحه‌سرائی میکند و حماسه میآفریند. همه‌اش اشک ریختن و تو سر زدن هم نیست - البته اشک ریختن هست، اشکالی هم ندارد - بلکه حماسه‌آفرینی است، افتخار به این جوانهاست.» ۱۳۹۰/۰۳/۲۵
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در سالروز وفات حضرت ام‌البنین سلام‌الله‌علیها، لوح«حماسه اشک» را منتشر می‌کند.

حماسه آفرینی باکری از لبنان تا جزیره مجنون/ کسی که عاشق شهادت نیست، نیاید!

 ویژه نامه شهدا

حماسه آفرینی باکری از لبنان تا جزیره مجنون/ کسی که عاشق شهادت نیست، نیاید!

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس: حمید باکری از جمله فرماندهان با غیرتی بود که به امثال او در دوران انقلاب و جنگ نیاز مبرمی‌ داشتیم. حمید باکری قبل از پیروزی انقلاب در خارج از کشور فعالیت‌ها‌یی داشت و در لبنان آموزش دیده بود. از همان اوایل انقلاب سازماندهی نیرو‌های مردمی را جهت مبارزه با رژیم پهلوی به عهده و در هماهنگی مردم ارومیه برای حضور در تظاهرات نقش بسزایی داشت.
باکری پس از به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی به جرگه عاشقان حسینی پیوست و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارومیه درآمد. او ابتدا مسئولیت بسیج و سپس فرماندهی عملیات سپاه ارومیه را عهده‌دار بود. پس از آغاز غائله کردستان، حمید در صخره‌های سرد و صعب‌العبور کردستان به مقابله با کومله‌ها و منافقین پرداخت. در پاوه نیز همراه جمعی دیگر سه شبانه روز در محاصره ماند و سرانجام با سرافرازی از آن مهلکه بیرون آمد. به مناسبت سالروز شهادت این فرمانده دلیر مروری بر زندگی وی داشتیم که در ادامه می‌خوانید:


جنگ نابرابر ایران و عراق که آغاز شد، حمید از ارومیه به آبادان رفت و حماسه‌ها آفریدند. جاده اهواز – خرمشهر تا رمل‌ها و بلندی‌های «کانی مانگا» و حاج عمران می‌توانند به رشادت‌های این فرمانده دلیر شهادت دهند. عملیات خیبر که آغاز شد، حمید باکری قائم مقام فرماندهی لشکر ۳۱ عاشورا پا به میدان نبرد گذاشت.

این ماموریت که قرار است انجام دهیم، نامش شهادت است

باکری در سوم اسفند سال ۶۲ همرزمانش را در آغوش گرفت و نغمه سوزناک کربلا، کربلا را زمزمه کرد. اشک‌های شادی در فضای خشکیده هورالهویزه در چشمان حاضران حلقه زده بود. لحظه جدایی بود. حمید باکری نیرو‌ها را جمع کرد و برای آن‌های حماسه آفرینی‌های دلیر مردان را روایت کرد. وی در جمع نیرو‌ها بلند گفت: «برادرانم این ماموریت که قرار است انجام دهیم، نامش شهادت است. کسی که عاشق شهادت نیست، نیاید. بقای جامعه اسلامی ما در سایه شهادت و مقاومت شماهاست. اگر در چنین شرایطی از خودمان نگذریم و به جهاد نپردازیم ذلت و انحطاط قطعی خواهد بود.» نیرو‌ها تکبیرگویان بلند شدند و به طرف قایق‌ها که آماده بود، حرکت کردند.


هر چهار نفر در یک قایق باریک و طویل مستقر شد. هوا کاملا تاریک شده بود و باد سوزناکی می‌وزید. نیرو‌ها نیمه‌های شب در آب‌های مرزی ایران و عراق گذر کردند. سکوت مطلق در هورالعظیم حکمفرما بود. نیرو‌ها در یک خط در حرکت بودند. قایق فرماندهی که در آن باکری حضور داشت، جلوتر از دیگر قایق‌ها در حرکت بود. حمید معتقد بود که فرمانده باید جلوتر از نیرو‌ها در حرکت باشد. این امر را در تمام طول خدمتش سرلوحه کارهایش کرده بود.

نزدیکی روشن شدن هوا، قایق‌ها در میان نیزار‌ها مخفی شدند. در لحظاتی که در کمین بودند، حمید به یاد فرزندانش افتاد. دو روز قبل به همسرش زنگ زده و مطلع شده بود که حال فرزندانش خوب نیست، اما عملیات مانع شد تا بیش از این از احوالات آن‌ها با خبر شود. در دلش غوغای به پا شده بود. نفس عمیقی کشید و آرام زمزمه کرد: «لا اله الا الله». سعی کرد که از فکر کردن به این موضوع خودداری کند. نگاهش به نگهبانان عراقی افتاد که در جزیره رفت و آمد می‌کردند.

هوا که تاریک شد، نیرو‌ها دوباره حرکت کردند. قرار شد ۲ قایق جزیره را دور بزنند و پلی را که تنها راه ارتباطی جزیره با خشکی بود، قطع کنند. نخستین کسی که از قایق پیاده شد و پایش را روی جزیره گذاشت، حمید باکری بود. هوا گرگ و میش بود که حمید به سراغ نگهبان‌های پل رفت. پس از پاک‌سازی، نیرو‌ها را برای پدافند روی پل قرار داد. او شخصا خودش امور را در دست گرفته بود. از این رو به سمت مرکز جزیره حرکت کرد تا مکانی برای فرود هلی‌کوپتر‌ها پیدا کند. عقربه‌های ساعت، ۱۱ را نشان می‌داد که شرایط برای فرود هلی‌کوپتر‌ها فراهم شد.


ساعت ۶ صبح درگیری در جزیره شمالی و جنوبی در گرفت. نیرو‌ها به خوبی عمل کردند و نیرو‌های رژیم بعث خودشان را تسلیم می‌کردند. ساعاتی بعد حدود ۹۰۰ نفر به اسارت رزمندگان درآمده بودند. حمید دستور داد که اسرا به عقب منتقل شوند. نیمه‌های شب دشمن چند گلوله توپ به سمت نیرو‌ها شلیک کرد. هوا رو به روشنی بود که پاتک دشمن آغاز شد. حمید باکری با معاونش شهید یعقوب آذرآبادی بدور از توجه به پست و مقام آرپی‌چی به دست گرفتند. دشمن شکست خورده، عقب نشینی کرد.


روز بعد هم این امر تکرار شد و بار دیگر آن‌ها طعم تلخ شکست را چشیدند. دشمن زخم خورده روز بعد با آتش تهیه زیادی به سمت نیرو‌های ایرانی حمله ور شد و در چند دقیقه هزاران گلوله توپ و خمپاره به سمت آن‌ها پرتاب کرد. مقاومت نیرو‌ها ادامه داشت که ناگهان در مقابل چشمان نیروها، گلوله خمپاره به حمید باکری اصابت کرد. حمید باکری با سرافرازی زیست و با سربلندی شهید شد. نیرو‌ها بهت زده و غمگین به پیکر فرمانده‌شان چشم دوخته بودند. در این حین صدای مرتضی یاغچیان فرمانده دیگر این عملیات، ماتم سکوت را شکست. او خطاب به نیرو‌ها با صدایی رسا گفت: «برادران، زیر این آتش دشمن غم و اندوه برای ما فایده ندارد، حمید مسلماً دوست نمی‌داشت که خود را به غم و اندوه و ناامیدی بسپاریم و از آن هدف مقدس و متعالی عقب بمانیم چرا که همیشه خودش با ناراحتی‌ها و سختی‌ها به مقابله می‌پرداخت و بر آن‌ها غلبه می‌کرد، ما چگونه می‌توانیم در اینجا آرام و غمگین بنشینیم و خود را بدست غم و اندوه بی‌جا و بی‌ثمر بسپاریم، در حالی که خدا ما را به سوی خود می‌خواند و اسلام بزرگ در انتظار خدمتگزاری و ایثار ماست او بدین خاطر جان خود را نثار کرد و ما هم باید بخاطر همین هدف مبارزه کنیم و اگر لازم شد همانند آن‌ها تکه تکه بشویم اکنون ۲۴ ساعت است که شما مردانه می‌جنگید، اما حمید ۷۲ ساعت سرسختانه و پی در پی جنگید. او دینش را به انقلاب و اسلام ادا کرد و عاشقانه جامه شهادت را در بر گرفت از جای برخیزید تا ارواح معلمان شهیدمان آرام گیرد.»


نیرو‌ها در کلام مرتضی یاغچیان، دلیری و هدف والای فرمانده شهیدشان را دیدند. نیرو‌ها بار دیگر به پا خواستند و در مقابل دشمن ایستادند. درگیری جنگ تن با تانک رسید. مرتضی یاغچیان هم در این عملیات از ناحیه سینه و پا مجروح شد. نیرو‌ها می‌خواستند تا فرمانده‌شان زنده بماند تا راه والایی که در پیش گرفته بود را ادامه دهد، به همین جهت تصمیم گرفتند که او را به پشت خط منتقل کنند، اما او گفت: «من بخاطر این شب به دنیا آمده‌ام. آنقدر مقاومت می‌کنم تا به دنیای استکبار جهانی بفهمانم که می‌میریم، اما امام و انقلاب‌مان را زنده نگه می‌داریم.» صبح روز بعد مرتضی یاغچیان و یعقوب آذرآبادی نیز به فرمانده دلیر لشکر عاشورا پیوستند و آسمانی شدند.

همه چیز درباره شهید غواص کربلای ۴بادستان بسته (شهیدسیدمنصورمهدوی نیاکی)

 زندگینامه شهدای نیاک

همه چیز درباره شهید غواص کربلای ۴بادستان بسته (شهیدسیدمنصورمهدوی نیاکی) ۰ نظر

همه چیز درباره شهید غواص کربلای ۴بادستان بسته (شهیدسیدمنصورمهدوی نیاکی)

چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام‌الرصاص و جزیره مینو برای انجام یک عملیات بزرگ انتخاب شد. غواص‌های خودی ساعاتی قبل عملیات به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن کاملا آماده و هوشیار بودند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، چند روزی بیشتر از دومین سالگرد انتشار خبر کشف پیکرهای مطهر شهدای غواصی که با دستان بسته در یک گور دسته جمعی پیدا شدند، نمی‌گذرد که خبر از پیدا شدن تعدادی دیگر از شهدای غواص همان عملیات کربلای ۴ با دستان بسته اعلام شده است. سردار سید محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در این باره عنوان کرد: «پیکر پاک ۱۳۰ شهید تازه تفحص شده چهارم خرداد از عراق وارد کشور می‌شود. پیکر پاک این شهدا در استان‌های بصره، الاماره و شهر کوت عراق طی یک ماه گذشته در عملیات‌های تفحص گروه جستجوی مفقودین پیدا شده است. ۱۸ نفر از این شهدا از شهدای غواص عملیات کربلای ۴ هستند که در جزیره ام‌الرصاص با دست‌های بسته پیدا شده‌اند.»

پیدا شدن این شهدا بهانه‌ای شد که بار دیگر حماسه‌های این شهدا مرور شده و به خاطر بیاوریم بازگشت استخوان‌های این شهدا بعد از گذشت ۳۰ سال از شهادتشان در دو سال گذشته چه اثراتی میان مردم گذاشت و بعد از سه دهه گمنامی دوباره چه حماسه‌هایی در پایتخت آفریدند.

حماسه کربلای ۴ چه بود؟

چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام‌الرصاص و جزیره مینو برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب شد. غواص‌های خودی ساعاتی قبل عملیات به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای ایرانی شلیک می‌کردند. در مجموع، عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان‌ها با توجه به نوع وضعیت و هوشیاری و عکس‌العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز می‌کردند. در این حال، رمز عملیات کربلای ۴ اعلام شد و نیروهای عمل‌کننده فقط توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند. در مقابل، نیروهای دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض(عقبه برخی از یگان‌ها) و همچنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند، عملا سازمان غواص‌ها و نیروهای موج دوم و سوم را به هم زد.

یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام‌الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد. به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام‌الرصاص داشت، در پدافند آن از ۹ رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می‌برد، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می‌شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می‌کرد. در نهایت به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.

عملیات کربلای۴ هیچگاه مظلومیت و شجاعت رزمندگان را فراموش نمی‌کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی‌ها داده بودند. رمز عملیات یا محمد(ص) بود که ساعت ۲۲:۴۵ روز سوم دیماه سال ۶۵ اعلام شد. مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت و مظلومیت اباعبدالله‌الحسین(ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است.

جزیره ام الرصاص کجاست؟

جزیره ام الرصاص یکی از جزایر اروند رود است که شاهد چندین عملیات بزرگ در طول سال‌های جنگ تحمیلی بوده است. این جزیره که به عنوان یکی از جزایر استراتژیک عراق، همواره جزو برخی محورهای عملیاتی رزمندگان دفاع مقدس قرار می‌گرفته، شاهد شهادت بسیاری از رزمندگان بوده است. عملیات کربلای۴ ، عملیات والفجر۸ و تک ایذایی والفجر۸ در منطقه ام الرصاص به عنوان بخشی از عملیات‌های آبی-خاکی جنگ، مورد توجه بوده و ام الرصاص را نیز درگیر کرده است. شهدای زیادی از عملیات دو روزه کربلای ۴ تا عملیات ۷۵ روزه والفجر۸ به عنوان طولانی‌ترین عملیات هشت سال جنگ تحمیلی در این جزیره به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) اقتدا کردند و آسمانی شدند و پیکرهای مطهر برخی از آن‌ها به خاطر شرایط منطقه و درگیری شدید آنجا باقی مانده و نیروهای خودی نتوانستند آن‌ها را بازگردانند. نام این شهدا سال‌ها در شمار شهدای مفقودالاثر جای گرفت.

خبری که سرآغاز یک موج مردمی شد

۲۸ اردیبهشت ماه سال ۹۴ در مراسم ورود پیکر شهدای تازه تفحص شده به کشور بود که یک خبر از شهدا، بمب خبری بزرگی ایجاد کرد و منشأ یک تحول و آگاهی عظیم در میان مردم شد. خبر این بود: «کشف پیکر مطهر ۱۷۵ شهید غواص دفاع مقدس با دستان بسته» این شهدا که جمعی از غواصان و خط‌شکنان شهید عملیات کربلای۴ بودند در دی ماه سال ۶۵ در جریان عملیات کربلای۴ که طرح آن توسط آواکس‌های آمریکایی لو رفته بود، خط عملیاتی اروند را شکستند و حتی از جزیره ام‌الرصاص هم عبور کردند. طبق شواهد موجود، این رزمندگان در حالی که بیشتر آن‌ها مجروح بودند، جلوتر از خط مقدم به اسارت دشمن درآمدند و پیکرشان با دست‌ها و بعضاً با پاهای بسته شده در یک گور دسته‌جمعی دفن شده بود و پیکر مطهر آنان بعد از ۳۰ سال توسط تیم تفحص پیکر مطهر شهدا کشف شد. نقطه‌ای که شهدا در آن پیدا شدند، ۱۵ کیلومتر جلوتر از خط مقدم یعنی ابوفلوس در منطقه ابوالخصیب عراق بود.

خبر ورود این پیکرهای مطهر به کشور بعد از گذشت ۲۹ سال از شهادتشان سرآغاز یک موج بود. یک موج مردمی سرشار از عواطف و احساساتی پاک نسبت به شهدای هشت سال دفاع مقدس. روز بعد تیتر غواصان شهید برجسته‌تر از سایر تیترها در سایت‌ها و گروه‌های خبری درخشید. شاید پیدا شدن تعداد زیادی از شهدا با دستانی بسته آن هم کیلومترها جلوتر از خط مقدم عملیات، باعث جریحه دار شدن احساسات مردم غیور ایران شد. شاید هم کشف آن‌ها در گورهای دسته جمعی باعث قلیان احساسات پاک آنان شد. شاید هم حقیقت به اسارت گرفته شدن تعدادی از رزمندگان غیور این سرزمین ماجرای آن را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. آنچه مهم است اینست که این ماجرا بار دیگر توانست مظلومیت شهدای هشت سال دفاع مقدس را به یاد مردمی آورد که شاید سال‌ها در میان روزمرگی‌های خود این واقعیت‌های جنگ را فراموش کرده بودند.

آغاز سوالات فراوان مردم از ماجرای کربلای۴ و غرض ورزی رسانه‌های بیگانه

بمب خبری پیدا شدن استخوان‌هایی از پیکر ۱۷۵ شهید خط شکن و غواص با دستان بسته یک تلنگر برای همه ایرانیان بود. و انتشار این خبر سرآغاز سوال‌های فراوان مردم از این ماجرا بود. کربلای۴ چه بود و چگونه شکل گرفت؟ غواصان در خط مقدم جبهه‌ها چه می‌کردند؟ عراق چگونه با اسرای خط مقدم رفتار می‌کرد؟ چه تعداد غواص شهید از جنگ به جا مانده است؟ ابوفلوس کجاست؟ چه تعداد پیکر شهید ایرانی هنوز در عراق به جامانده است؟ پیکرهای شهدا چگونه کشف و شناسایی می‌شوند؟ و… و این سوال‌ها به شکل‌های مختلف تکرار شد و تکرار شد. پاسخ برخی از آنان به اتفاقات امروز رزمندگان تفحص مربوط می‌شود و پاسخ برخی دیگر در تاریخ جنگ وجود دارد. به همین دلیل اسناد، تحلیل‌ها و خاطرات جنگ از این مقطع تاریخی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. مردم به این مطالب رجوع و برش‌هایی از هشت سال دفاع مقدس را به طرق مختلف مرور کردند تا پاسخ پرسش‌های خود را بگیرند.

انتشار این خبر هر چند که از طرف عموم مردم واکنش‌های مثبت و اثرگذاری را در پی داشت که برخی حتی آن را کرامات شهدا بعد از گذشت ۳۰ سال می‌نامند اما حاشیه‌ سازی برخی ناآگاهان در داخل و دشمنان در خارج کشور را نیز به دنبال داشت. کسانی که با توسل به ناموفق بودن عملیات کربلای۴ یا آمار بالای شهدا سعی در عوام فریبی و زیر سوال بردن موفقیت‌های ۸ سال دفاع مقدس را داشتند. در حالیکه تاثیرگذاری مردمی بازگشت شهدای غواص و خط شکن به کشور چیز دیگری می‌‌گفت. جوسازی و فرافکنی این رسانه‌های معاند نتوانست تصویر دروغین خود از حماسه این شهدا را بر باور مردم بنشاند. تا جایی که چند روز بعد از انتشار اخبار بازگشت غواصان به کشور، وقتی تصاویر پیکر مطهر غواص منصور مهدوی نیاکی که در کربلای ۴ به شهادت رسیده است، منتشر شد، بازتاب متفاوتی را شاهد بودیم.

افشای جنایات ۳۰ سال گذشته

سردارباقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح برای پاسخ به برخی ابهام‌ها و شبهات مطرح شده در مورد این شهدا، ۱۷ خرداد ماه یک نشست خبری در معراج شهدا برگزار کرد و ناگفته‌هایی از عملیات تفحص این شهدا را عنوان کرد در این مراسم بود که طناب‌ها و سیم‌هایی که توسط آن‌ها دستان رزمندگان ایرانی بسته شده بود و در جریان تفحص به همراه استخوان‌های به جامانده کشف شده بود، در انظار عموم خبرنگاران قرار گرفت. در این نشست همچنین پیکر مطهر شهید غواص با دستان بسته که یکی از همین ۱۷۵ پیکر کشف شده در گور دسته جمعی بود، قبل از آنکه هویتش کشف شود در معراج شهدا برای نخستین بار مقابل خبرنگاران قرار گرفت.

صحنه تکان دهنده رویت پیکر مطهر و کامل این شهید دفاع مقدس حرف‌ها و نقل‌های فراوانی را در رسانه‌های مختلف انعکاس یافت. پیکری با لباس غواصی که دستانش از جلو با سیم بسته شده است. این پیکر یکی از ۱۷۵ شهید غواص و خط شکن عملیات کربلای ۴ بود که در یک گور دسته جمعی در منطقه ابوفلوس تفحص شد. و در نشست مطبوعاتی سندی برای رسوایی جنایات صدام و رژیم بعث عراق به همراه دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا شد. بعد از گذشت حدود دو ماه از این اتفاق نادر رسانه‌ای، هویت پیکر مطهر او شناسایی شد. شهید منصور نیاکی یکی از شهدایی بود که سالم‌ترین پیکر را در میان این شهدا داشت. «منصور مهدوی نیاکی» متولد سومین روز فروردین ۱۳۴۶ است در آمل است. این غواص شهید اعزامی از لشکر ۲۵ کربلا بود و در جریان عملیات کربلای ‌۴ در منطقه ام‌الرصاص، در چهارم دی‌ ماه ۶۵ به شهادت رسید. اما بعد از انتشار تصاویر او دیگر واکنش خاصی علیه این جریان رسانه‌ای صورت نگرفت. زیرا سیاستگذاران جریانات منفی در مورد کربلای ۴ و موجودیت دفاع مقدس در دهه ۶۰ با این جریانات خود به این نتیجه رسیدند که پرداختن به این موضوع فقط به افشای هر چه بیشتر چهره پلید صدام، رژیم بعثی، قدرت‌ها و رسانه‌هایی می‌پردازد که در دوران جنگ علیه ایران نقش آفرینی می‌کردند. کسانی که دستشان به خون این شهدا آلوده است. پس سکوت از جانب همین رسانه‌ها بهترین واکنش برای آن‌ها بود.

بیش از ۵۰ شهید شناسایی شدند

سپس عملیات شناسایی هویت پیکر مطهر این شهدا در معراج شهدای مرکز آغاز شد و هویت بیش از ۵۰ شهید احراز شد. پیکر این شهدا غواصان و خط‌شکنانی مربوط به ۴ یگان: ۲۵ کربلا، ۴۱ ثارالله(ع)، ۱۴ امام حسین(ع) و ۷ ولی‌عصر(عج) بوده‌اند. نهایتاً اکثر این شهدا در ۲۵ شوال برابر با ۲۰ مرداد ماه ۹۴ مصادف با شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) در استان‌های خوزستان، مازندران، اصفهان، گلستان و کرمان تشییع و به خاک سپرده شدند. ۱۰ شهید از استان اصفهان، ۱۰ شهید از استان کرمان، ۷ شهید از استان مازندران، ۶ شهید از استان خوزستان، یک شهید از استان البرز و… شهدایی بودند که شناسایی شده و با نام نشان به خاک سپرده شدند و مابقی نیز به صورت گمنام در سیل خروشان احساسات پاک مردم در بهترنی نقاط از شهرهای مختلف این دیار تشییع و خاکسپاری شدند.

شهید غواص، «حسینعلی بالویی» در ۱۶سالگی در عملیات کربلای۴ شرکت کرد و در نهایت به‌همراه دیگر همرزمانش در این عملیات مجروح، اسیر و شهید شد. او هم همانند دیگر غواصان دریادل کربلای۴ با هم‌شهری‌هایش یعنی غواصان مازندرانی از لشکر ۲۵ کربلا دل را به دریا زد و تن را به اروند سپرد تا در قلب خروشان اروندرود حماسه کربلای۴ شکل بگیرد. اما مثل خیلی‌های دیگر سهمش شهادت بود. ۲۹ سال بعد استخوان‌های پیکر او ۱۵ کیلومتر جلوتر از خط مقدم جزیره ام‌الرصاص یعنی در ابوفلوس کشف شد.

منبع:سایت حماسه آمل